تحلیل تکنیکال چیست؟ آموزش صفر تا صد تحلیل تکنیکال

تحلیل تکنیکال یکی از انواع روشهای تحلیلی در بازارهای مالی است که بر پایه شناسایی رفتار قیمت و پیش بینی حرکت آتی آن بنا شده است. با استفاده از آن، معاملهگران میتوانند از کوچکترین نوسانات قیمتی کسب سود کنند و هر رفتاری از قیمت را از قبل شناسایی کنند. آموزش تحلیل تکنیکال یکی از اصلیترین قدمها در ورود به بازارهای مالی است. اما تحلیل تکنیکال چیست و چه کاربردی دارد؟
در این مقاله از سایت ارزیکال قصد داریم به صورت کامل به این سوال پاسخ دهیم؛ پس با ما همراه باشید تا به صورت صفر تا صد و به زبان ساده با تحلیل تکنیکال آشنا شویم.
تحلیل تکنیکال به زبان ساده
تحلیل تکنیکال علم شناسایی رفتار قیمت است که بسیاری از معاملهگران و سرمایهگذاران برای پیشبینی حرکت آتی قیمت سهام، ارزهای دیجیتال یا سایر داراییها از آن استفاده میکنند. این نوع تحلیل کاربرد بسیار بالایی در ترید دارد و عموما به الگوهای حرکت قیمت و حجم معاملات داراییها توجه دارد. در این دیدگاه تحلیلی، تحلیلگران با بررسی و تحلیل رفتار قبلی قیمت، رفتار آنی آن را پیشبینی میکند.
در تعریفی از Investopedia «تحلیل تکنیکال روشی برای ارزیابی روندهای ققیمتی در بازارهای مالی است که معمولا شامل نوسان قیمت و میزان حجم معاملات است. این روش تحلیلی برای شناسایی فرصت های ترید و سرمایهگذاری استفاده می شود.»
تصور کنید به نموداری نگاه میکنید که نشان میدهد قیمت سهام یا ارز دیجیتال در طول زمان چگونه تغییر کرده است. تحلیلگران تکنیکال این نمودار را مطالعه میکنند تا الگوهایی را بیابند. آنها از این الگوها استفاده می کنند تا حدس بزنند که قیمت در آینده به کجا می رسد.
در تحلیل تکنیکال، با قیمت یک دارایی و دادههای مرتبط با آن (برای مثال حجم معاملاتی) سروکار داریم. تحلیلگران تکنیکال از ابزارها، الگوها و شاخصهای مختلفی مانند اندیکاتورها، خطوط روند و چرخههای بازار استفاده میکنند. در این نوع تحلیل، از هر نوع ابزاری که بتواند در تشخیص رفتار قیمت به ما کمک کند استفاده میشود.
برای تبدیل شدن به یک تحلیلگر تکنیکال حرفهای باید بتوانید در قدم اول رفتار قیمت را درک کنیم و سپس به پیش بینی حرکت بعدی آن بپردازیم. این یک پاسخ جامع و به زیبان ساده به سوال “تحلیل تکنیکال چیست” است!
تاریخچه تحلیل تکنیکال چیست؟
قبل از پرداختن به بحث تحلیل تکنیکال، بهتر است نگاهی به تاریخچه آن بپردازیم. امروزه استفاده از تحلیل تکنیکال و علاقه نسبت به آن رشد چشمگیری داشته، اما این حوزه تاریخچه طولانی دارد. در ادامه به بررسی آن میپردازیم.
- آغاز کار در آسیا شرقی: اولین استفادهها از علم تحلیل تکنیکال در آسیا بود. تجار ژاپنی برنج، اولین کاربرد این علم را در قرن 17 خلق کردند. آنها روشی مشابه با کندل استیک را توسعه دادند که پایه و اساس نمودارهای کندلی امروزی بودند.
- نظریه داو (اواخر قرن نوزدهم): پایههای تحلیل تکنیکال مدرن در جهان غرب گذاشته شد. این کار توسط چارلز داو آغاز شد. او فقط شاخص داوجونز (یک شاخص کاربردی در بازار سهام آمریکا) را به ما نداد، بلکه نظریه داو را نیز توسعه داد. این نظریه بیان میکند روندهای قیمتی هماره در جهتی حرکت میکنند که قابل تشخیص و پیشبینی هستند.
- گسترش در قرن بیستم: در طول قرن بیستم، تحلیل تکنیکال به رشد و تکامل خود ادامه داد. تحلیلگران شروع به توسعه انواع ابزارها و شاخصهای جدید، مانند میانگین متحرک کردند.
- انقلاب عصر رایانه: با ظهور رایانهها و فناوری پیشرفته در اواخر قرن بیستم، تحلیل تکنیکال دستخوش دگرگونی قابل توجهی شد. در این دوره شاهد ایجاد ابزارهای جدید و پیشرفتهتری شدیم. یادگیری ماشین و هوش مصنوعی، برای تجزیه و تحلیل هرچه مورد بررسی قرار میگیرند.
این تاریخچه کلی از علم تحلیل تکنیکال بود؛ در هر دوره سبکهای جدیدی ایجاد شدند و این حوزه همچنان در حال رشد است. در ادامه به بررسی کاربردهای تحلیل تکنیکال خواهیم پرداخت.
کاربردهای تحلیل تکنیکال چیست؟
تحلیل تکنیکال علم شناسایی رفتار قیمت است؛ در بازارهای مالی نیز بخش زیادی از تمرکز بر روی نوسانات قیمت قرار دارد. با پیشرفت تکنولوژی، تریدرها و فعالان بازارهای مالی علاقه بیشتری به کسب سود از نوسانات قیمتی کوچک بازار دارند. در ادامه به دلایلی که به تحلیل تکنیکال نیاز داریم خواهیم پرداخت و کاربرد آن را بررسی خواهیم کرد.
۱) پیشبینی روندهای قیمتی بازار
یکی از اساسیترین کاربرد تحلیل تکنیکال شناسایی روندهاست. به کمک این دیدگاه تحلیلی میتوانیم روند بازار را تشخیص دهیم؛ آیا روند قیمتی به صعودی است یا نزولی؟ در چه جهتی از بازار باید معامله کنیم؟
اولین و مهمترین کاربرد تحلیل تکنیکال در بررسی حرکات قیمت و پیشبینی رفتار آینده آن است. تحلیل تکنیکال به معاملهگران کمک میکند با استفاده از الگوهای تکرارشونده، احتمال برد پیشبینی خود را افزایش دهند. تشخیص روند قیمتی (صعودی یا نزولی) از پایه ترین مهارتهای تحلیل تکنیکال است و نقش کلیدی در تصمیمگیریهای معاملاتی دارد.
۲) تعیین نقاط ورود و خروج
یکی دیگر از کاربردهای تحلیل تکنیکال تعیین نقطه ورود و خروج است؛ کجا وارد شوید که بهینهترین نقطه باشد و کجا خارج شویم که بیشترین سود را کسب کنیم. این چیزی است که تحلیل تکنیکال را به یکی از ابزارهای حیاتی برای فعالیت در بازارهای مالی تبدیل میکند.
استفاده از ابزارهایی مانند خطوط روند، حمایت و مقاومت یا سطوح فیبوناچی بکمک میکنند میزان سود را افزایش و ضرر را محدود کنیم.
۳) سازگاری با دیگر تحلیلها و بهینه سازی آن
ترکیب تحلیل تکنیکال با دیگر انواع تحلیلها (برای مثال فاندامنتال) برآیند ما را بشدت بهبود میدهد. تحلیل تکنیکال دقت بالاتری دارد و میتواند با قرار گرفتن در کنار دیگر تحلیلها دیدگاه معاملهگر را تکمیل کند. بسیاری از سرمایه گذاران از تحلیل تکنیکال همراه با تحلیل استفاده می کنند تا تصویر کاملتری از پتانسیل یک سرمایه گذاری به دست آورند.
۴) شکار نوسانات کوچک بازار
تحلیل فاندامنتال، بررسی سنتیمنت بازار و دنبال کردن اتفاقات و اخبار، دیدگاه میان مدت مناسبی نسبت به روند قیمتی یک دارایی ایجاد میکنند. اما چنین تحلیلهایی امکان شناسایی دقیق و کوتاه مدت نوسانات قیمت را ندارد. تحلیل تکنیکال به ما کمک میکند بتوانیم حتی کوچکترین نوسانات قیمت را نیز پیشبینی کنیم.
در تحلیل تکنیکال میتوان برای هر نوسان قیمتی استدلال ایجاد کرد؛ این یکی از قدرتهای این نوع از تحلیل است.
نقشه راه گام به گام برای آموزش تحلیل تکنیکال
اکنون که مفهوم تحلیل تکنیکال را درک کردیم، بیایید نقشه راه تبدیل شدن به یک تحلیلگر تکنیکال حرفهای را بررسی کنیم. تبدیل شدن به یک تحلیلگر حرفهای شاید یک الی دو سال زمان نیاز داشته باشد؛ اما مسیری بسیار جذاب و البته پر هیجان دارد.
مراحل گام به گام آموزش تحلیل تکنیکال:
- آشنایی با مفاهیم پایه
- کار با نمودارها، ابزارها و پلتفرمهایی مانند Tradingview
- آموزش کار با اندیکاتورها و فیبوناچی
- آشنایی با الگوهای قیمتی
- یادگیری عمیق یک سبک تحلیل تکنیکال
- ساخت استراتژی شخصی
- بک تسک و آزمون و خطا استراتژی
- آموزش و کسب تجربه مداوم برای بهبود نتایج
این ۸ قدم مراحل کار شما برای آموزش تکنیکال است. اگر شناختی نسبت به قدمها ندارید، اصلا نگران نباشید. چرا که در در ادامه این مطلب آموزشی جامع تمام قدمها و مفاهیم لازم را آموزش خواهیم داد. تنها کافیست تا پایان مطلب با ما ارزیکال باشید!
آموزش مفاهیم پایه در تحلیل تکنیکال
تا اینجا یک دیدگاه ابتدایی نسبت به علم تحلیل تکنیکال ایجاد کردیم؛ اما برای آن که بتوانیم درک عمیقی از آن داشته باشیم باید با برخی مفاهیم مهم و کلیدی آشنا شویم. در ادامه به آموزش مهمترین مفاهیم پایه در تحلیل تکنیکال خواهیم پرداخت.
نمودار قیمتی (Chart)
نمودار قیمت (Chart) پایه و اساس تحلیل تکنیکال است. این نمودارها پایگاه بصری برای نمایش دادههای قیمت در طول زمان هستند. در این نوع نمودار، مقدار قیمت یک دارایی در هر لحظه ثبت میشود. تحلیل گران میتوانند با استفاده از آن رفتار گذشته قیمت را ببینند و رفتار آتی آن را تحلیل کنند.
نمودار قیمتی یا همان چارت قیمتی به اشکال مختلفی مانند نمودارهای خطی، نمودارهای میلهای و نمودارهای شمعی (کندلی) وجود دارد که در بخش مربوطه کامل به آن پرداختیم. نمودارهای کندل استیک از محبوبیت خاصی برخوردار هستند زیرا اطلاعات بیشتری از قیمت ارائه میدهند. پلتفرم Tradingview بهترین پلتفرم برای دسترسی به نمودارهای قیمتی است.
روندهای قیمتی (Trends)
شناسایی روندها بخش مهمی از تحلیل تکنیکال است. در تحلیل تکنیکال این دیدگاه را داریم که قیمت در روندها (صعودی، نزولی یا رنج) حرکت میکنند و این روند تمایل به ادامه دارند. در روندهای صعودی شاهد ثبت سقفها و کفهای بالاتر قیمت هستیم و قصد داریم از رشد قیمت سود کسب کنیم. اما در روندهای ریزشی همواره سقفها و کفهای پایینتر ثبت میشود و در این نوع روند به دنبال کسب سود از معاملات فروش (Short) هستیم.
گاهی نیز ممکن است قیمت در یک بازه قیمتی مشخص و بدون جهت حرکت میکند؛ به این نوع رفتار حرکت یا روند رنج میگوییم (همانطور که در شکل مشخص کردیم). در روندهای رنج به دنبال خرید در کف، فروش در سقف و تکرار این رفتار هستیم.
محدوده مقاومت و حمایت
در تحلیل تکنیکال بر این باوریم که قیمت عموما تمایل دارد در سطوح مشخصی حرکت کند. قیمت به سطوح خاص قیمتی واکنش برگشتی نشان میدهد و با این رفتار سطوح مهم قیمتی را ایجاد میکند. با چند بار واکنش نسبت به یک محدوده قیمتی، آن محدوده به یک ناحیه مهم برای قیمت تبدیل میشود.
- حمایت: اگر قیمت بالاتر از آن ناحیه باشد، این محدوده نقش حمایت را بازی خواهد کرد. یعنی سطح مذکور تلاش میکند تا از ریزش قیمت به سمت پایینتر جلوگیری کند و به نوعی از آن محدوده حمایت میکند.
- مقاومت: در مقابل اگر یک ناحیه قیمتی بالاتر از قیمت قرار بگیرد، نقش مقاومت را بازی خواهد کرد. به این منظور که تلاش خواهد کرد از رشد بیشتر قیمت جلوگیری کند و به نوعی یک مقاومت قیمتی باشد.
سطوح حمایت و مقاومت در دو نوع داینامیک (dynamic) و استاتیک (static) ترسیم میشوند. تشخیص این نواحی یکی از مهمترین کارها در تحلیل تکنیکال است. با شناخت درست این نواحی، به راحتی میتوان کسب درآمد داشت؛ زیرا قیمت در بیشتر موقع به آنها واکنش نشان میدهد.
تایم فریم در تحلیل تکنیکال چیست؟
تایم فریم یکی دیگر از مفاهیم مهم در تحلیل تکنیکال است. همانطور که فهمیدیم، در دیدگاه تحلیل تکنیکال، نمودارهای قیمتی سابقهای از قیمتهای گذشته یک دارایی را نشان میدهند. اما نوسان قیمت در چه بازه زمانی ثبت میشود؟
تایم فریم یا بازه زمانی تعیین میکند تغییرات قیمت در چه بازهای نمایش داده شود. به زبان ساده، فرض کنید در حال نگاه به نمودار کندلی در تایم فریم روزانه هستید. این یعنی هر کدام از کندلها نوسان قیمت آن دارایی در یک روز را نشان میدهند.
اگر تایم فریم را بر روی بازه ۴ ساعته قرار دهیم، نوسانات قیمتی در هر بازه ۴ ساعته را نشان میدهد. به این منظور که یک کندل روزانه به ۶ کندل ۴ ساعته تقسیم میشود. تایم فریمهای ۵ دقیقه، ۴ ساعته و روزانه بیشترین کاربرد را دارند.
در تصویر بالا به صورت دقیق متوجه میشوید تقاوت تایم فریمها به چه منظور است. اگر دیدگاه ترید در کوتاه مدت را دارید، باید به دنبال تایم فریمهای پایینتر باشید. اما اگر به دنبال خرید بلندمدت هستید، باید از تایم فریمهای بزرگتر استفاده کنید.
الگوهای قیمتی (Patterns)
رفتار قیمت بازتابی از رفتار انسان هاست و در نتیجه تمایل به تکرار در الگوهای مشخصی دارد. الگو پرچم، الگو سر و شانه، الگو سقف و کف دوقلو و… الگوهایی هستند که قیمت تمایل به ایجاد و تکرار آنها را دارد. با شناخت الگوهای قیمتی و شناسایی آن در نمودار قیمت، میتوانیم رفتار قیمت را بهتر و دقیقتر پیشبینی کنیم. این الگوها بخش مهمی از تحلیل تکنیکال هستند.
در تصویر زیر تعدادی از الگوهای کاربردی را قرار دادیم:
با کمک این الگوهای قیمتی میتوان وین ریت معاملات را تا حد چشمگیری افزایش داد؛ چرا که قیمت ذاتا تمایل دارد به در الگوهای خاصی معامله شود و به آنها احترام میگذارد. تنها کافیست الگوها را به خوبی و با دقت شناسایی کنیم.
مطلب پیشنهادی: برای آشنایی بیشتر با این الگوها و آموزش نحوه ترید با آنها حتما مقاله «الگوهای ترید» را مطالعه کنید.
حجم معاملاتی (Volume)
حجم معاملاتی نشان میدهد تریدرها در یک بازه زمانی مشخص، چه مقدار از یک دارایی را معامله کردند. یکی از معیارهایی مهم در تحلیل تکنیکال حجم معاملاتی است که اعتبار سطوح و الگوها را افزایش میدهد. در هنگام واکنش قیمتی به یک سطح مهم یا بریک اوت در آن محدوده، هر چقدر مقدار حجم معامله شده بالاتر باشد، اعتبار آن نیز بالاتر خواهد بود.
در تحلیل تکنیکال اعتبار دیدگاه را میزان حجم معامله شده تعریف میکند. شاید جالب باشد بدانید برخی از اندیکاتورها دادههای ورودی خود را بر مبنا میزان حجم معاملاتی دریافت میکنند و بر همین اساس تحلیل خود را ارائه میکنند.
انواع نمودار در تحلیل تکنیکال
تحلیل تکنیکال، الگوهای ترید و رفتار قیمتی زمانی قابل مشاهده است که بر بستر یک نمودار بصری رسم شود. نمودارهای تحلیل تکنیکال انواع مختلفی دارند که در ادامه برخی از کاربردی
- نمودار خطی (Line Chart): سادهترین گزینه از انواع نمودار نوع خطی است. این نمودار تنها قیمتهای بسته شدن را به صورت یک خط پیوسته به هم وصل میکند و تصویری ساده از روند قیمت ارائه میدهد.
- نمودار میلهای (Bar Chart): اطلاعات باز شدن، بسته شدن، بیشترین و کمترین قیمت را در هر بازه زمانی به شکل یک میله عمودی نشان میدهد.
- نمودار شمعی(Candlestick Chart): این محبوبترین نو پرکاربردترین نوع نمودار قیمت است. در اصل همان اطلاعات نمودار میلهای را نمایش میدهد؛ اما شکلی گرافیکی مناسب آن تشخیص روندها و الگوها را آسانتر میکند.
- نمودار هیکن آشی (Heikin Ashi): نسخه بروز شده نمودار کندل استیک است که نوسانات قیمتی را صافتر میکند تا روندهای بازار واضحتر دیده شوند. اما این نمودار چندان کاربردی نیست.
- نمودار نقطه و شکل (Point and Figure Chart): این نمودار که تنها برخی تریدرهای خاص را جذب میکند، تغییرات قیمت را بدون توجه به زمان، فقط بر اساس حرکتهای قیمتی ثبت میکند. این نمودار برای تشخیص سطوح حمایت و مقاومت مناسب است، اما درک آن کمی پیچیدهتر است.
در این بخش یک نگاه مختصر اما مفید به برخی از کاربردیترین نمودارها داشتیم. اما برای بررسی دقیقتر هر یک از این نمودارها و آشنایی با مزایا، معایب و کاربردهای خاص هر یک، حتما مقاله «انواع نمودار در تحلیل تکنیکال» را مطالعه کنید.
نقش اندیکاتورها در تحلیل تکنیکال چیست؟
تا به اینجا به سوال تحلیل تکنیکال چیست پاسخ دادیم؛ اما در این بخش باید با اندیکاتورها و نقش آنها در تحلیل تکنیکال آشنا شویم.
در تعریفی ساده، اندیکاتور ابزاری است که دادههای قیمتی را به صورت واضحتر در اختیار تحلیلگران تکنیکال قرار میدهند. آنها ابزارهایی هستند که با توجه به پردازش حجم معاملاتی، میانگین قیمتی و قدرت روندها، یک دهنیت سادهتر و قابل تحلیلتر به معاملهگر میدهند. تریدرها میتوانند اندیکاتورها را به نمودار قیمتی اضافه کنند و از دادههای آن استفاده کنند.
در تصویر پایین اندیکاتور EMA و RSI را بر روی نمودار قیمتی مشاهده میکنید:
اندیکاتورها بر روی نمودار قیمت رسم میشوند و رفتار گذشته بازار را خلاصه میکنند تا پیشبینی حرکتهای آینده راحتتر شود. این ابزارها معمولا با فرمولهای ریاضی کار میکنند و توابعی هستند که ورودی آنها قیمت، حجم معامله یا قدرت روندهاست. از بهترین اندیکاتورها میتوان به RSI، میانگین متحرک، MACD و ایچیموکو اشاره کرد.
مطلب پیشنهادی: برای شناخت انواع اندیکاتور کاربردی بخصوص برای معاملات کوتاه مدت و فیوچرز پیشنهاد میکنیم مقاله «بهترین اندیکاتور برای فیوچرز» را مطالعه کنید.
فیبوناچی در تحلیل تکنیکال
فیبوناچی نیز یکی از ابزار کاربردی در تحلیل تکنیکال است که میتواند در تحلیل قیمت بسیار کاربردی باشد؛ اما اندیکاتور نیست!
در تحلیل تکنیکال، فیبوناچی به ابزاری اشاره دارد که بر اساس دنباله اعداد فیبوناچی کار میکند. این ابزار بر اساس دنباله فیبوناچی سطوح مهم قیمتی را مشخص میکند که برای تشخیص حمایتها و مقاومتهای مهم بسیار کاربردی است. کلیدیترین نسبتهای فیبوناچی که بیشترین کاربرد را دارند به ترتیب سطوح ۰.۶۱۸ ، ۱ ، ۰.۳۸۲ و ۰.۲۳۶ هستند. البته سطوح دیگری نیز وجود دارد که معمولا کاربرد کمتری دارند.
فیبوناچی در موارد زیر کاربرد دارد:
- شناسایی سطوح مقاومت و حمایت مهم
- شناسایی اعتبار محدودههای قیمتی
- تعیین حد سود و حد ضرر
در واقع فیبوناچی سطوحی قیمتی در اختیار ما قرار میدهد که میتوانند کاربرد بالایی در تحلیل تکنیکال داشته باشند. کار با ابزارهایی مانند فیبوناچی بخش جدایی ناپذیر از آموزش تحلیل تکنیکال است. اگر قصد آموزش جامع این ابزار را دارید مطلب آموزشی «فیبوناچی» مخصوص شماست.
انواع سبکهای تحلیل تکنیکال
با افزایش تجربه تریدرها در بازارهای مالی، امروزه سبکها و روشهای مختلفی برای تحلیل تکنیکال وجود دارد. جالب است بدانید تمام سبکهای تحلیل تکنیکال یک چیز را ارائه میدهد و هدف یکسانی دارند؛ تنها تفاوت موجود نوع نگرش نسبت به رفتار قیمتی است.
برخی از سبکهای تحلیلی برتر:
- تحلیل تکنیکال کلاسیک (Classic)
- تحلیل امواج الیوت (Elliott Wave)
- تحلیل پرایس اکشن (Price Action)
- تحلیل با اندیکاتورها
اگر به دنبال پاسخ به این سوال هستید که بهترین سبک تحلیل تکنیکال چیست، باید گفت بهترین وجود ندارد. انتخاب بهترین روش تحلیل تکنیکال بستگی به استراتژی و سبک معاملهگری هر فرد دارد. در ادامه تعدادی از محبوبترین و بهترین سبکها را معرفی خواهیم کرد تا با توجه به ویژگیهای هر یک، بهترین برای خود را انتخاب کنید.
تحلیل تکنیکال کلاسیک (Classic)
تحلیل تکنیکال کلاسیک سادهترین نوع تحلیل قیمتی است که هنوز طرفداران زیادی دارد. برخی معتقدند برای درک رفتار قیمت همین نوع نگاه کافی و جامع است. این نوع تحلیل عمدتا بر مبنا تشخیص و تفسیر الگوهای قیمتی مانند الگوی سر و شانه، کف و سقف دوقلو، مثلثها و غیره استوار است. در این روش علاوه بر الگوها، سطوح حمایت و مقاومت نیز اهمیت زیادی دارند.
برخی ویژگیهای مهم تحلیل کلاسیک:
- تاکید روی تشخیص الگوهای تکرارشونده در قیمت
- ترکیب عالی با مفاهیم حمایت و مقاومت
- نیازمند صبر برای تکمیل الگوها
- کاربرد کمتری برای تریدرهای کوتاه مدت
این سبک تحلیل میتواند بهترین انتخاب برای شروع ترید و آموزش تحلیل تکنیکال باشد.
تحلیل پرایس اکشن (Price Action)
تحلیل پرایس اکشن یکی از محبوبترین سبکهای تحلیلی است. در این روش تریدرها معتقدند هر نوسانی از قیمت دلیل دارد و آنها بر این باورند که میتوانند تمام این دلایل را تحلیل و بررسی کنند.
پرایس اکشن به معنای مطالعه حرکات خالص قیمت بر روی نمودار است؛ بدون آن که از اندیکاتورها یا ابزارهای جانبی استفاده شود. در این روش، معاملهگر تنها با مشاهده رفتار کندلها، واکنش کندل به سطوح حمایت و مقاومت، خطوط روند و با استفاده از برزخی الگوهای قیمتی مانند پرچم یا مثلث تصمیمگیری میکند.
برخی ویژگیهای مهم پرایس اکشن:
- سادگی و سرعت بالا برای تصمیمگیری
- تمرکز کامل بر کندلها و واکنش قیمت به سطوح
- مناسب برای تریدرهای اسکالپ و معاملات کوتاهمدت
پرایس اکشن یکی از بهترین روشهای تحلیل بخصوص برای معاملات کوتاه مدت است. برای اطلاع بیشتر در رابطه با محبوبترین سبک تحلیلی، مقاله «پرایس اکشن چیست» را مطالعه کنید.
تحلیل امواج الیوت (Elliott Wave)
امواج الیوت سبکی از تحلیل تکنیکال است که طرفداران خاص خود را دارد. در این دیدگاه تحلیلی تریدرها بر این باورند که حرکات قیمت به صورت الگوهای موجی و چرخههای تکرار شونده شکل میگیرند. به عقیده آنها الگوهای امواج الیوت عموما بر پایه رفتار و روانشناسی انسانها استوار است.
در سبک تحلیلی الیوت، حرکتهای قیمتی پنج موج در جهت روند اصلی دارند که یک تا پنج شماره گذاری میشوند. در ادامه سه موج اصلاحی وجود دارد که امواج a، b و c نام دارند.
برخی ویژگیهای مهم تحلیل امواج الیوت:
- نگاه عمیق و بلندمدت به بازار
- کمی پیچیده و نیاز به مهارت بالا در تشخیص ساختار موجها
- امکان پیشبینی حرکات اصلی بازار
آموزش سبک الیوت نگاه تحلیلی را تقویت میکند و میتواند به عنوان یک دیدگاه عمیق به بازار کاربرد داشته باشد. اگر قصد آموزش جامع این سبک تحلیلی را دارید، حتما مقاله «امواج الیوت» را مطالعه کنید!
تحلیل با اندیکاتورها
برخی از تریدها علاقه بالایی به اندیکاتورها دارند و بر این باورند که تنها با اکتفا به دادههای این ابزارها میتوانند از بازار کسب سود کنند. در روش تحلیل با اندیکاتورها، معاملهگران از ابزارهایی مانند میانگین متحرک، اندیکاتور RSI، اندیکاتور ATR و غیره استفاده میکنند.
این ابزارها سیگنالهای مشخصی برای ورود یا خروج از معامله ارائه میدهند و به ویژه برای تریدرهای مبتدی که به دنبال راهنمایی واضح هستند، میتوانند مفید باشند. اما اگر دیدگاه صادقانه ارزیکال را بپرسید، این سبک تحلیلی صرفا یک دیدگاه جانبی است و برای اکثر کاربران نمیتواند نتیجه چندان جذابی را رقم بزند.
برخی ویژگیهای مهم ترید با اندیکاتور:
- کمک به تشخیص روندها، نقاط ورود و خروج
- مناسب برای تریدرهای تازهکار (چون سیگنالهای آماده میدهد)
- امکان ترکیب چند اندیکاتور برای فیلتر کردن سیگنالها
- ممکن است باعث شلوغ شدن نمودار و سردرگمی شود
پیشنهاد ما این است که اندیکاتورها را با دیگر سبکهای تحلیل تکنیکال ترکیب کنید و به عنوان ابزارهای جانبی در جهت بهبود کیفیت تحلیلی استفاده کنید.
تحلیل زمانی چیست؟
در تحلیل تکنیکال توجه اکثر تریدرها به نوسانات قیمت محدود میشود؛ اما قیمت تمام ماجرا نیست. در تحلیل تکنیکال ما با «مفهوم زمان و در نتیجه تحلیل زمانی» نیز روبهرو هستیم. به زبان ساده، تحلیل زمانی یکی از بخشهای مهم تحلیل تکنیکال است که به بررسی نقش زمان در حرکات قیمت میپردازد.
در این روش، تحلیلگر به جای اینکه فقط به قیمت توجه کند، سعی میکند مشخص کند در چه زمانی تغییرات مهم قیمتی (مثل پایان یک روند یا شروع یک حرکت جدید) احتمالا رخ خواهد داد. در فعالیتهای مالی بحث مهمی تحت عنوان خواب پول وجود دارد که باید توجه ویژهای به آن داشت.
ابزارهای مختلفی مثل چرخههای زمانی ، فیبوناچی زمانی (Fibonacci Time Zones) یا نسبتهای زمانی، برای تحلیل زمان به کار میروند. تحلیلگران با دیدگاه زمانی سعی میکنند نقاط بازگشت قیمتی را از نظر زمانی پیشبینی کنند. تسلط بر زمان شما را به یک تحلیلگر تکنیکال حرفهای و بهینه تبدیل خواهد کرد.
سخن پایانی؛ تحلیل تکنیکال در یک نگاه جامع
تحلیل تکنیکال علم بررسی و تحلیل رفتار قیمتی است که کاربرد اصلی آن پیشبینی رفتار آینده قیمت است. برای ترید کردن، تسلط بر تحلیل تکنیکال یک اجبار است؛ چرا که بدون تحلیل نمیتوان با اطمینان روندها را شناسایی کرد یا نقطه ورود و خروج برای معاملات تعیین کرد.
آموزش تحلیل تکنیکال یک مسیر گام به گام و منظم است که با یادگیری مفاهیم پایه و کار با ابزارها آغاز و در نهایت به ساخت استراتژی شخصی ختم میشود. طی این مسیر، تسلط بر اندیکاتورها، الگوهای قیمتی و انتخاب یک سبک تحلیلی مشخص، نقش کلیدی در موفقیت معاملهگر دارد.
اما در پایان باید مجدد به این نکته اشاره کرد که تحلیل تکنیکال یک ابزار لازم برای موفقیت در بازارهای مالیست؛ اما شاید کافی نباشد. برای تبدیل شدن به یک ترید حرفهای باید تحلیل تکنیکال را با تحلیل فاندامنتال ترکیب کنید و همواره توجه ویژه بر مدیریت سرمایه و تسلط بر روانشناسی ترید داشته باشید.
سوالات متداول
بهترین نمودار تحلیل تکنیکال چیست؟
هر یک از نمودارهای تحلیل تکنیکال اهداف و مزایا خاص خود را دارند. اما نمودار خطی (Line) برای کاربران مبتدی و نمودار کندل استیک (Candles) برای کاربران با تجربهتر بهترین انتخاب است.
بهترین منبع برای تحلیل تکنیکال ارزهای دیجیتال کدام است؟
سایت ارزیکال بهترین پلتفرم برای بررسی جدیدترین و بهترین تحلیل تکنیکال ارزهای دیجیتال است. با تجربهترین و حرفهای ترین تحلیلگران بازار ارزهای دیجیتال دیدگاه تحلیلی خود را در سایت ارزیکال با کاربران به اشتراک میگذارند.
تفاوت انواع سبکهای تحلیل تکنیکال چیست؟
اصلیترین فرق سبکهای مختلف تحلیل تکنیکال در نوع نگاه به نمودار و ابزارهای مورد استفاده در هر یک از آنهاست. تحلیل تکنیکال کلاسیک بر اساس الگوهای قیمتی عمل میکند، پرایس اکشن فقط با حرکات کندلها کار دارد، تحلیل با اندیکاتورها از ابزارهایی مثل RSI و MACD کمک میگیرد، سبک فیبوناچی و هارمونیک به دنبال نقاط برگشت قیمت با نسبتهای خاص هستند و در نهایت امواج الیوت سعی دارد رفتار بازار را در قالب موجهای روانشناختی تحلیل کند.
هدف و مقصد تمام آنها شناخت رفتار قیمت است؛ اما هر روشی با یک مسیر متفاوت به سمت همان مقصد یکسان حرکت میکند.
تحلیل تکنیکال برای کدام بازارهای مالی کاربرد دارد؟
تحلیل تکنیکال علم شناخت رفتار قیمت است. در نتیجه در هر نوع بازاری که نوسانات قیمتی وجود داشته باشد، تحلیل تکنیکال کاربرد دارد. بازار ارزهای دیجیتال و بازار فارکس بهترین گزینههای برای تحلیلگران تکنیکال هستند. هر بازاری که حجم معاملاتی بالاتری داشته باشد، تحلیل پذیرتر است و میتوان نتیجه بهتری از آن کسب کرد.















