فیک بریک اوت چیست و چطور فریب آن را نخوریم؟

بارها با چنین صحنهای مواجه شدید: سطح کلیدی شکسته میشود، کندل محکم بسته میشود و شما با اطمینان وارد معامله میشوید اما کمی بعد ورق برمیگردد! همهچیز عوض میشود، قیمت خیلی سریع به محدوده قبلی برمیگردد، روند خلاف جهت قبلی پش میرود و حد ضرر شما فعال میشود. در این هنگام قربانی فیک بریک اوت شدیم؛ یکی از رایجترین دامهای بازار که تریدرهای عجول و کم تجربه را گرفتار میکند.
در این مقاله از ارزیکال بررسی میکنیم که این شکستهای کاذب چه هستند، چرا اتفاق میافتند و چطور آنها را تشخیص دهیم؛ پس با ما همراه باشید.
فیک بریک اوت چیست؟
این را بهعنوان یک توصیه دوستانه از ارزیکال داشته باشید؛ هیچ چیز در زمان ترید کردن، به اندازه اعتماد بیش از حد به ظاهر نمودار خطرناک نیست!
فیک بریک اوت (Fake Breakout) که به آن فیک اوت یا False breakout نیز میگویند، زمانی اتفاق میافتد که قیمت بهظاهر یکی از سطوح حمایت و مقاومت را میشکند اما برخلاف شکست واقعی، توان ادامه مسیر ندارد و خیلی زود دوباره به محدوده قبلی برمیگردد و اتفاقا در خلاف جهتی که پیش رفته بود، حرکت میکند.
این شکست کاذب خیلی از تریدرها را به اشتباه میاندازد، مخصوصا تریدرهای عجول و کمصبر یا تازهکارهایی که چیز زیادی از تحلیل نمودارها نمیدانند.
فکر میکنید چرا؟ متاسفانه در نگاه اول تفاوت خاصی بین فیک بریک اوت و شکت واقعی دیده نمیشود. کندل ممکن است قوی و گمراهکننده باشد و حتی حجم معاملات لحظهای نیز افزایش پیدا کند. اما اینها کافی نیست، ادامه حرکت قیمت است که ماهیت شکست را مشخص میکند پس دقت کنید! در ادامه توضیح میدهیم چطور.
مطالعه بیشتر: تحلیل تکنیکال چیست؟
چرا فیک بریک اوت اتفاق میافتد؟
پیش از آنکه نحوه تشخیص فیک بریک اوت را توضیح دهیم، لازم است با ریشه شکلگیری چنین شکستی آشنا شوید.
اتفاقی که در بریک اوتها میافتد تصادفی نیست! شاید در ظاهر فکر کنید بازار یک شکست ناموفق تجربه کرده اما اتفاقا بریک اوتهای کاذب نتیجه رفتار هوشمندانه و عمدی بازیگران بزرگ بازار و دستهای پشت پرده هستند.
پشت هر فیک بریک اوت دلایل مختلفی وجود دارد که هدف اصلی همه آنها تحریک احساسات تریدرها و جمعآوری نقدینگی است. در ادامه سه عامل اصلی وقوع شکستهای کاذب را بررسی میکنیم.
حضور نهنگها و جریان نقدینگی
در همه بازارهای مالی، افراد یا موسساتی هستند که با در اختیار داشتن حجم بالایی از سرمایه، قدرت جابهجایی قیمتها را دارند. در بازار کریپتو به این افراد نهنگ ارز دیجیتال میگویند؛ آنها برخلاف تریدرهای خرد منتظر فرصت نیستند، خودشان فرصتها را میسازند.
این نهنگها با چند حرکت حسابشده مثل ثبت سفارشهای بزرگ، قیمت را برای مدت کوتاهی از سطح مدنظر عبور میدهند تا شکست اتفاق بیفتد، سپس خودشان در خلاف جهت وارد بازار میشوند. به این ترتیب قیمت بجای ادامه مسیر، برمیگردد و شاهد شکلگیری فیک بریک اوت روی نمودار میشویم.
نقش اسمارت مانی و استاپ هانتینگ
یکی دیگر از مهمترین دلایل شکلگیری فیک بریک اوت، رفتار اسمارت مانی و پدیدهای به نام استاپ هانتینگ (Stop Hunting) در سبک پرایس اکشن است. در سبک RTM و سبک ICT از انواع پرایس اکشن، بازیگران بزرگ همیشه دنبال نواحی تجمیع نقدینگی هستند؛ همان نواحی که سفارشهای خرید و فروش زیادی در آن ثبت شده.
بازیگران بزرگ از قصد بازار را طوری هدایت میکنند که منجر به شکست کاذب یکی از سطوح حمایت یا مقاومت شود. متاسفانه موفق میشوند زیرا خیلی از تریدرها همینجا به دام میافتند، به آنچه صرفا روی نمودار دیدند اعتماد میکنند و وارد معامله میشوند. دقیقا همینجا حد ضررشان فعال شده و با لیکویید شدن این افراد، نقدینگی مورد نیاز بازیگران بزرگ بازار مهیا میشود.
احساسات معاملهگران
یکی دیگر از عوامل مهمی که باعث شکلگیری فیک اوتها میشود، احساسات کنترلنشده تریدرهاست. واقعیت این است که بازار ارزهای دیجیتال بیش از آنکه به ارزش ذاتی داراییها واکنش نشان دهد، مطابق به رفتار و هیجانات تریدرها واکنش نشان میدهد.
یک دارایی با کلی ویژگی مثبت و هیجانانگیز در ذهنتان متصور شوید. آیا تا زمانی که کسی خواهان آن نباشد و علاقهای به خرید و فروش آن نداشته باشد، اصلا ارزشمند بودن آن مطرح است؟ یا اگر بازار درست یا غلط، به این دارایی بدبین باشد چطور؟
یا برعکس، یک دارایی مثل میم کوین سیاسی که هیچ ارزش ذاتی خاصی ندارد. اما تبلیغات گستردهای برای آن انجام شده چطور؟ این دارایی علی رغم ارزشش، ناخودآگاه نظر افراد زیادی را به خود جلب و نسبت به خرید ترغیب کرده است. پس میتوان اینطور به قضیه نگاه کرد؛ قیمت ارزهای دیجیتال بر اساس استقبال مردم تعیین و برحسب نسبت عرضه و تقاضا نوسان میکند.
اینکه تریدر و سرمایهگذار چه احساسی به بازار دارد؛ میترسد، نگران است، وسوسه شده و هیجان زده است و…همه روی شکلگیری فیک بریک اوتها تاثیر دارد؛ تاثیر مستقیم!
یک مثال ساده میزنیم. اصولا وقتی قیمت ناگهان به شدت به یکی از سطوح مهم نزدیک میشود، افراد دچار احساس فومو (FOMO) میشوند و فکر میکنند اگر نجنبند فرصت را از دست میدهند. در چنین موقعیتی خیلی از تریدرها بدون تحلیل کافی وارد پوزیشن میشوند، فقط برای اینکه از بازار عقب نمانند. اگر تعدادشان قابل توجه و حجم معاملات نیز بالا باشد ممکن است منجر به شکست سطوح شود اما نه یک بریک اوت واقعی بلکه یک شکست کاذب و زودگذر.
پیشنهاد میکنیم حتما مقاله «کنترل احساسات در ترید» را مطالعه کنید.
چگونه بریک اوت کاذب را تشخیص دهیم؟
اما نحوه تشخیص فیک بریک اوت چیست؟! چند روش ساده اما اصولی برای تشخیص فیک بریک اوت عبارت است از:
- رفتار کندلها بعد از شکست: کندل باید یا بالای مقاومت یا زیر سطح حمایت بسته شود تا معتبر باشد. از طرفی صرفا بلند بودن کندلی که سطح را شکسته، کافی نیست. رفتار کندل بعدی مهم است، اگر کندل استیک بعدی به داخل محدوده برگردد احتمال اینکه شاهد فیک بریک اوت باشیم بالاست. علاوه بر آن، در تشخیص فیک بریک اوت نمیتوان به همه کندلها اعتماد کرد.
- حجم معاملات: در زمان شکست سطوح کلیدی حجم معاملات باید افزایش پیدا کند، اگر سطحی شکست اما حجم تغییر نکرد، بدانید احتمال فیک بودن بریک اوت بالاست. از طرفی گاهی شکست اتفاق میافتد، تمام نشانهها هم منطقی هستند اما ناگهان قیمت دوباره برمیگردد. این به دلیل حضور اسمارت مانی است و نشان میدهد بازیگران بزرگ بازار نقدینگی مدنظرشان را جذب کرده و از بازار خارج شدند.
- تایمفریمهای بالاتر: بررسی تایم فریم بسیار مهم است. اگر شکست در تایم فریمهای پایین اتفاق افتاد، حتما تایم فریمهای بالاتر را نیز چک کنید. مثلا شکست در تایم فریمهای ۵ دقیقهای بدون تایید تایم فریمهای ۱ ساعته قابل اعتماد نیست. اگر تایم فریم بالا هنوز روند مشخصی نداشته باشد ترجیحا وارد پوزیشنی نشوید و صبر کنید.
- اندیکاتورها: با بررسی واگرایی RSI، استفاده از اندیکاتور بولینگر باند، میانگین متحرک و…شرایط شکست و اعتبار آن را بررسی کنید.
فراموش نکنید که توجه به ساختار بازار ضروری است؛ در شرایط رنج و خنثی، فیک بریک اوتها بیشتر از همیشه اتفاق میافتند.
فیک بریک اوت با بریک اوت واقعی چه تفاوتی دارد؟
برای بررسی اینکه فرق بریک اوت با فیک بریک اوت چیست، نمیتوان به ظاهر آنها بسنده کرد زیرا در نگاه اول هر دو شکست شبیه هم بنظر میرسند. چیزی که تفاوت بین آنها را فاش میکند، رفتار قیمت بعد از شکست است.
در بریک اوت واقعی، بازار پس از شکست سطح و عبور از آن، قدرت ادامه روند دارد و در جهت صعودی یا نزولی که پیش گرفته بود، امتداد پیدا میکند. اینکه تا کی توان ادامه روند دارد مطرح نیست، اینکه سطح را بشکند و به آن برنگردد اهمیت دارد.
البته گاهی پیش میآید که برخی تریدرها پولبک را با شکست اشتباه میگیرند. پولبک نوعی اصلاح قیمت موقت در کوتاه مدت است که قیمت خیلی سریع دوباره به روند اصلی برمیگردد و آن را ادامه میدهد.
اما در فیک بریک اوت، شکست شبیه یک نمایش کوتاه است، قدرت چندانی ندارد و نمیتواند در جهت شکست به مسیرش ادامه دهد، پس خیلی زود دوباره به محدوده قبلی خود برمیگردد.
| بریک اوت واقعی | فیک بریک اوت |
| شکست همراه با حجم است | حجم معمولا مشکوک است و با شکست همخوانی چندانی ندارد |
| شکست با یک کندل قوی اتفاق میافتد و کندلهای بعدی نیز شکست را تایید میکنند | کندل بعدی به داخل محدوده قبلی برمیگردد و مسیر شکست را ادامه نمیدهد |
| قیمت به سطحی قبلی برنمیگردد و مسیر جدیدی را پیش میگیرد | استاپها فعال میشوند و قیمت معکوس شده و در خلاف جهت حرکت میکند |
حرف آخر: فیک بریک اوت دشمن تریدهای عجول است
برای دوام آوردن در بازار پرنوسانی مثل کریپتو، شناسایی تلهها ضروری است؛ اگر هوشیار نباشید دیر یا زود گرفتار آنهاخواهید شد.
تشخیص بهموقع فیک بریک اوتها یکی از مهمترین کارهایی است که باید برای مدیریت ریسک بهتر انجام داد. فیک بریک اوت ظاهری شبیه به شکست واقعی دارد پس برای تشخیص صحیح آن پیشنهاد میکنیم همیشه رفتار کندل بعد از شکست را چک کنید، حجم معاملات را بررسی کنید، تایم فریمهای بالاتر را نادیده نگیرید و از تصمیمات احساسی دوری کنید.
فراموش نکنید که هر شکستی فرصت نیست! بعضی بریک اوتها دامند، پس آگاهانه برخورد کنید. حالا شما از تجربیاتتان بگویید و راهحل خود برای تشخیص شکستهای کاذب را با دیگر کاربران ارزیکال به اشتراک بگذارید.







