سبک ICT چیست؟ آشنایی با سبک ترید بانکها در پرایس اکشن

برای اینکه در بازار حرفهایتر باشیم و رفتار قیمت را درک کنیم باید با سبکهایی که دست بازیگران بزرگ بازار را فاش میکنند آشنا باشیم. سبک ICT از انواع پرایس اکشن یکی از این روشها است.
ما در این بازار تنها نیستیم! بانکها و موسسات بزرگ نیز در کنار ما در این بازار حضور دارند و اتفاقا قدرت و تاثیرگذاری بسیار بیشتری روی قیمتها دارند. این موسسات زمانی وارد میشوند که بتوانند حجم بالایی از داراییها را با بهترین قیمت بخرند. یعنی دقیقا زمانی که اکثر تریدرها بهصورت هیجانی قصد فروش دارند، آنها شروع به خرید میکنند و برعکس.
در این مقاله از ارزیکال با ما همراه باشید تا بیشتر با ترید به سبک ICT آشنا شوید و بتوانید از دارایی خود در برابر تغییرات ناگهانی بازار محافظت کنید.
پرایس اکشن چیست؟
پرایس اکشن (Price Action) یک سبک معاملاتی است و همانطور که از نام آن پیداست، رفتار قیمت را بررسی میکند. تریدرها با استفاده از پرایس اکشن، روندی که قیمت در گذشته داشته است را تحلیل میکنند تا بتوانند آینده آن را پیشبینی کنند.
این استراتژی به تریدر و تحلیلگر کمک میکند راحتتر تشخیص دهد چه زمانی بهترین فرصت برای خروج از معاملات قبلی یا ورود به معاملات جدید است.
پرایس اکشن سبکهای مختلفی دارد که از انواع آن میتوان به سبک RTM، آل بروکس، ICT و غیره اشاره کرد. در ادامه شما را با سبک پرایس اکشن ICT آشنا میکنیم. سبکی که این اواخر از محبوبترین روشهای معاملاتی در بازارهای مالی مخصوصا در بازار فارکس محسوب میشود.
معرفی سبک ICT
آی سی تی یک سبک الگوریتمی از انواع پرایس اکشن است که بیشتر در بازارهایی که بازیگران بزرگ حضور دارند و نقدینگی بالاست کاربرد دارد. سبک ICT به استفاده از اندیکاتورها، تحلیل کندل و الگوهای ترید محدود نمیشود. تمرکز این سبک روی درک رفتار بازارسازها (Market Makers) و موسسات مالی بزرگ در پشت صحنه است.
این سبک معاملاتی اولین بار توسط فردی به نام مایکل هادلستون (Michael J.Huddleston) معرفی شد. هادلستون سالها در بانکها و موسسات مالی بزرگ فعالیت داشت. او بعد از مدتی متوجه شد گاهی حرکت بازار غیر طبیعی است و بر اساس عرضه و تقاضا پیش نمیرود. بلکه تحت تاثیر الگوریتمهایی است که با هدف جمعآوری نقدینگی از تریدرهای خرد طراحی شدند.
هادلستون الگوریتمهای پشت پرده را شناسایی کرد و به روش مهندسی معکوس، سبک ICT را ابداع کرد. تمرکز این روش روی ردیابی اسمارت مانی یا پول هوشمند در بازار است. سبکی که اوایل به دایره کوچکی از دانشجویان خود تدریس میکرد. دقیقا به همین دلیل است که نام آن ICT مخفف عبارت “Inner Circle Trader” است.
هدف او از ارائه این روش کمک به تریدرهایی با سرمایههای کم بود تا درک کنند قبل از اینکه جهت حرکت قیمت دغدغهمان باشد، اصلا قیمت چرا حرکت میکند؟ یا چه میشود که قیمت بالا و پایین میشود؟
ICT سعی دارد ساختار پشت پرده بازار را تحلیل کند تا تریدر فریب سرمایههایی که بهطور ناگهانی وارد بازار میشوند را نخورد. بدین ترتیب میتواند از دارایی خود در برابر دستکاریهای بازار محافظت کند.
معرفی مفاهیم اصلی پرایس اکشن سبک ICT
برای استفاده از این روش در معاملات، لازم است ابتدا با برخی مفاهیم پایه آشنایی داشته باشید. باید بدانید قیمت در چه زمانهایی بیشترین نقدینگی را دارد و این نقدینگی با فعال شدن استاپ لاسها چطور تامین میشود. ورود اسمارت مانی چه تاثیری روی بازار میگذارد و دیگر موارد این چنینی.
در ادامه اصلیترین مفاهیم مربوط به سبک ICT را بیشتر توضیح میدهیم؛ با ما همراه باشید.
اسمارت مانی (Smart Money)
سبک پرایس اکشن ICT یک روش معاملاتی است که با مفهوم اسمارت مانی رابطه تناتنگ دارد. البته بیشتر منظورمان پول هوشمند است نه سبک اسمارت مانی. پول هوشمند یا Smart Money، پولی در حجم بسیار بالا است که بهصورت ناگهانی اما از پیش برنامهریزی شده، وارد بازار میشود.
کنترل این پول به دست بانکهای مرکزی و بازارسازها و موسسات مالی بزرگ است. وقتی چنین حجم بالایی از پول وارد بازار میشود، ساختار بازار تحت تاثیر قرار میگیرد و تریدرهای خرد با سرمایه کم را به دام میاندازد.
نقدینگی (Liquidity)
مایکل هادسلتون میگوید:
قیمت فقط به یک دلیل حرکت میکند: رسیدن به نقدینگی!
همه چیز در سبک ICT حول نقدینگی میچرخد. اما مفهوم نقدینگی در سبک ICT کمی با آنچه از قبل راجع به آن میدانید متفاوت است. اینبار نقدینگی به جایی از نمودار اشاره دارد که سفارشهای زیادی در انتظار فعال شدن هستند. یعنی کجاها؟ در استاپ لاسها، در لیکوئید شدن تریدرها.
چرا؟ چون موسسات بزرگ و بانکها باید نقدینگی خود را تأمین کنند اما مسئله اینجاست که این نقدینگی کم نیست. مثلا اگر شما قصد خرید یک بیت کوین داشته باشید، مشکلی نیست. بازار راحت آن را به شما میفروشد. اما وقتی هدفتان خرید ۵۰۰۰ بیت کوین باشد چه؟ کسی نیست که یک جا این مقدار بیت کوین به شما بفروشد، مگر اینکه کلی استاپ لاس فعال شود و بازار پر از فروشنده شود.
استاپ هانت (Stop Hunt)
استاپ هانت که معنای لغوی آن شکار حد ضرر است روشی برای تامین نقدینگی است. کل قضیه خیلی جذاب است! بگذارید اینطور توضیح دهم:
تریدرها هنگام ثبت سفارش خود استاپ لاس تعیین میکنند تا جلوی ضرر بیشتر را بگیرند. حالا وقتی بازیگرهای بزرگ وارد بازار شوند باید نقدینگی خود را از جایی تأمین کنند؛ فکر میکنید از کجا؟ بله دقیقا! از فعال شدن حد ضرر معاملات خرید و فروش سایر تریدرها، مخصوص تریدرهای خرد و تازهکار که حد ضررهای قابل پیشبینی تعیین میکنند. پس عجیب نیست که بازارسازهای بزرگ دقیقا همان نقاط را مورد هدف قرار دهند.
اما چنینی چیزی چطور محقق میشود؟ برای این کار، بازار باید به حالتی برسد که همه منتظر یک حرکت خاص مثل ریزش شدید یا رشد چشمگیر قیمت باشند و حد ضرر خود را در نقاط خاص و قابل پیشبینی قرار دهند.
ساده بگوییم؛ استاپ هانت یعنی بازار با یک حرکت فریبنده قیمت را به نواحی خاصی میرساند که حد ضررها فعال شود، سپس افراد از ترس ضرر بیشتر، دارایی خود را میفروشند. حالا چه کسی آن را میخرد؟ دقیقا! همان سیستمهای بزرگ یا بانکها؛ به این ترتیب نقدینگی لازم این بازارسازها تأمین میشود.
اوردربلاک (Order Block)
جایی از نمودار که قیمت در آن نقطه به سمت بالا یا پایین تغییر جهت میدهد و پس از آن شاهد رشد یا ریزش قیمت هستیم، محل پدیدار شدن اوردربلاک است. به زبان سادهتر؛ آخرین کندلی که چرخش در آن اتفاق میافتد و روند قیمت تغییر چشمگیر میکند، اوردر بلاک نام دارد.
میدانیم پشت هر کندلی که تشکیل میشود عدهای از افراد قرار دارند. حالا اگر یک کندل بهقدری قوی باشد که بتواند روند را تغییر دهد، پس حتما سازمان بزرگی پشت آن است.
اگر با این دید پیش برویم، اوردربلاک همانجایی است که تریدر باید از خود بپرسد آيا بازارسازها کاری کردند؟ آیا پشت این چرخش قیمت، نقدینگی جمع شده است؟
اوردربلاکها دو نوع صعودی و نزولی دارند که هر یک تغییر روند از صعودی به نزولی یا برعکس را نشان میدهند و نوعی تاییدیه به حساب میآیند.
اما اوردربلاک روی نمودار به چه شکل است و چطور آن را تشخیص دهیم؟ Order Block یک الگوی سه کندلی است که کندل وسط از دو کندل کناری خود High بالاتری میسازد. این بالاتر بودن مختص بدنه نیست و اگر سایه بالاتری ایجاد شده باشد هم حساب است. یعنی برای تشخیص بلندتر بودن کندل، نه تنها بدنه بلکه سایه را نیز میتوان مدنظر قرار دارد.
خلا نقدینگی (Liquidity Void)
همانطور که از نام آن مشخص است، خلا نقدینگی به ناحیهای از بازار گفته میشود که در آن خبری از نقدینگی نیست. یعنی چه؟ اصولا بعد از اخبار مهم فاندامنتالی، مثل یک خبر مهم اقتصادی یا سیاسی، قیمت با یک حرکت شارپ و ناگهانی، در عرض چند دقیقه کلی رشد میکند یا میریزد.
در چنین شرایطی، در برخی قیمتها هیچ معاملهای انجام نشده یا حجم سفارشها بسیار بسیار پایین است. در حدی که انگار هیچ نقدینگی در آن نقاط وجود ندارد. پس از آنکه جو بازار کمی آرامتر شود، قیمت برای ایجاد تعادل در جریان نقدینگی، مجدد به آن نواحی برمیگردد تا خلا نقدینگی را پر کند.
حالا این نواحی در سبک ICT چه اهمیتی دارند؟ وقتی قیمت از برخی محدودهها بدون ثبت سفارش عبور میکند و به اصطلاح Void ایجاد میشود، تمایل دارد مجدد به آن ناحیه برگردد. پس این نواحی را میتوان بهعنوان تارگت قیمتی مدنظر داشت.
مثل این است که بازار چیزی را جا گذاشته باشد و بعدا دوباره به سراغ آن آید. شما میتوانید از این نقاط به نفع خود استفاده کنید.
سشنها
سشنها ساعتهای معاملاتی در بازارهای مالی هستند که بررسی آنها در سبک ICT اهمیت بالایی دارد، مخصوصا در سبکهایی مثل اسکالپ ترید یا ترید روزانه.
برای اینکه ترید موفقی داشته باشید، لازم است کار با اندیکاتور سشن را بلد باشید. باید بدانید هر کدام از سشنها در چه ساعتی از شبانه روز شروع و در چه ساعتی تمام میشوند و میزان نوسانات و تغییرات بازار در هر سشن به چه شکل است.
سشنها در یک دستهبندی کلی به چهار گروه تقسیم میشوند:
- سشن توکیو از ساعت سه و نیم صبح تا دوازده و نیم.
- سشن لندن از ساعت ده و نیم تا نوزده و نیم.
- سشن نیویورک از ساعت چهار و نیم تا یک و نیم شب.
- سشن سیدنی از ساعت دوازده و نیم تا نه و نیم.
این را بهعنوان یک راهنمایی تجربی از ارزیکال به یاد داشته باشید: در سشن سیدنی و توکیو بازار درجا میزند و شاهد تغییرات خاصی از قیمت نیستیم. به همین دلیل تریدرهای حرفهای از ساعت دوازده و نیم شب تا ده و نیم صبح ترید نمیکنند.
از طرفی در ساعاتی از شبانه روز که شاهد تغییر سشنها هستیم نیز حرکات نوسانی قیمت بسیار کم است. در حدی که حتی گاهی کندل استیک نمایش داده نمیشود و بروکرها نیز روی آنها اصلا حساب نمیکنند. بهتر است در این ساعات نیز ترید نکنید!
برخلاف سیدنی و توکیو، سشن لندن و نیویورک حرکت واضحتری از قیمت دارند؛ مخصوصا سشن نیویورک. دلیل آن نیز بسیار واضح است. بسیاری از شرکتها و سازمانهای بزرگ بازار به ایالات متحده آمریکا تعلق دارند. در نتیجه نوسانات قیمت در این سشن بالاتر و فرصتهای معاملاتی نیز بیشتر هستند.
چطور با سبک ICT معامله کنیم؟ آموزش در تریدینگ ویو
سبک معاملاتی ICT پیچیده نیست؛ این سبک بیشتر روی روانشناسی ترید متمرکز است تا استفاده از ابزارها! در این بخش نحوه ترید به این سبک را بررسی میکنیم.
با ترکیب چند ابزار تحلیل تکنیکال میتوانید به راحتی دید خوبی روی ساختار بازار و اتفاقات پشت پرده پیدا کنید.
مهمترین قدم برای موفقیت در این سبک، شناسایی صحیح اوردربلاکها و تسلط بر زمان شروع و پایان هر سشن است. در پلتفرم معتبری مثل TradingView میتوانید بهطور خودکار از اندیکاتورهای مربوطه استفاده کنید. در ادامه استفاده از هر یک را بیشتر توضیح میدهیم.
استفاده از اندیکاتور اوردربلاک یا فرکتال
برای شناسایی اوردربلاکها هم میتوان از اندیکاتور اوردربلاک استفاده کرد و هم از اندیکاتو رفرکتال. جهت استفاده از اندیکاتور مخصوص اوردربلاک کافی است وارد تریدینگ ویو شوید. سپس در بخش اندیکاتورها، نام آن را جستجو کرده و آن را به نمودار خود اضافه کنید. استفاده از این اندیکاتور رایجترین روش برای شناسایی اوردربلاکهاست؛ اما تنها راه نیست.
برخی دیگر از تریدرها علاوه بر اندیکاتور اوردربلاک از اندیکاتور Fractal نیز استفاده میکنند. اضافه کردن این شاخص روی نمودار مراحل مشابهی دارد. پس نام آن را جستجو کرده و به چارت خود اضافه کنید.
پس از افزودن این اندیکاتور مطمئن شوید دوره آن روی ۲ تنظیم شده باشد. اگر دوره روی ۵ یا غیره بود تنظیمات را تغییر دهید. روی علامت چرخدنده کلیک کنید و در بخش Input آن را روی ۲ قرار دهید که دقیقتر است و درصد خطای پایینتری دارد.
با ظاهر شدن این اندیکاتور روی نمودار فلشهایی در دو جهت بالا و پایین به رنگهای سبز و قرمز نمایش داده میشود. فلشهای رو به بالا در این اندیکاتور اوردربلاکهای صعودی و فلشهای رو به پایین اوردربلاکهای نزولی را نشان میدهند.
استفاده از اندیکاتور سشن
برای دانستن ساعت شروع و اتمام هر سشن نیز میتوان از اندیکاتور آن روی نمودار استفاده کرد. در بخش اندیکاتورها Session را جستجو و نوع LuxAlgo آن را انتخاب کرده و به نمودار خود اضافه کنید.
به وسیله این اندیکاتور دید شفافتری از شروع و پایان هر سشن دارید. بنابراین میتوانید با توجه به حجم معاملات و میزان نوسانات هر سشن بهترین آنها را برای معاملات خود انتخاب کنید.
استفاده از خطوط فیبوناچی
یکی دیگر از ابزارهایی که هنگام معامله به سبک ICT به شما کمک میکند، فیبوناچی در تحلیل تکنیکال است که میتوانید آن را نیز به چارت خود اضافه کنید. فیبوناچی درصدهای مهم را در اختیار تریدر قرار میدهد تا به وسیله آنها بهترین نقاط ورود و خروج به معاملات را شناسایی کنند.
با ترکیب همه این اندیکاتورها که استفاده از آنها بسیار سادست، ترید بهتری خواهید داشت.
سخن پایانی: چرا سبک ICT یاد بگیریم؟
سبک ICT شما را از یک تریدر معمولی به تریدری تبدیل میکند که دست بانک و موسسات مالی را میخواند و میداند آنها چطور فکر میکنند. هرچه هوشیارتر باشید، راحتتر جلوی ضرر خود را میگیرید.
با درک مفاهیم نقدینگی، استاپ هانت و اوردربلاک، کمتر تحت تاثیر نوسانات بازار قرار میگیرد و فریب تغییرات ناگهانی را نمیخورید. البته این سبک نیز ریسک مخصوص خود را دارد که با آموزش اصولی میتوان آن را به حداقل رساند.
شما از تجربه خود بگویید؛ سبک محبوب شما در استراتژیهای پرایس اکشن کدام است؟













