پرایس اکشن چیست؟ آموزش صفر تا صد و کاربردی Price action به زبان ساده

اکثر افرادی که به تازگی وارد بازارهای مالی بخصوص ارزهای دیجیتال میشوند، هنگام تحلیل بازار و کشف فرصتها، به دنبال بهترین سبک تحلیل و استراتژی هستند. اینجاست که سوال پرایس اکشن چیست مطرح میشود.
پرایس اکشن (Price action) نوعی سبک تحلیلی است که طی آن تغییرات و نوسانات قیمتی در بازارهای مالی زیر نظر گرفته شده و روند قیمت یک دارایی در آینده پیش بینی میشود. پرایس اکشن یک استراتژی کاربردی و پرطرفدار برای تحلیل بازار است. پروسهای که به معاملهگران این امکان را میدهد تا تنها بر اساس حرکات واقعی قیمت یک دارایی، بهترین تصمیم را برای معامله آن بگیرند.
حال برای اینکه درک بهتر و عمیقتری از مفهوم Price action داشته باشید، ما را تا انتهای این مقاله از ارزیکال همراهی کنید.
پرایس اکشن (Price action) چیست؟
آموزش پرایس اکشن باعث میشود تا تریدرها در فضایی سادهتر و خلوتتر مشغول تحلیل بازار شوند. چون در این استراتژی خبری از اندیکاتورهای پیچیده و ابزارهای تحلیلی متعدد نیست. این محبوبترین روش در تحلیل تکنیکال است.
تحلیلگران و معاملهگرانی که پیرو استراتژی پرایس اکشن هستند معتقدند که برای تحلیل درست یک دارایی باید نمودار قیمتی آن را در سادهترین حالت ممکن بررسی کرد. برای همین قیمت و حرکات قیمتی، مبنای اصلی کار در این پروسه است.
بر اساس توضیحی از Investopedia، پرایس اکشن حرکت قیمت است که در طول زمان ترسیم میشود. در دیدگاه پرایس اکشن حرکت قیمت مبنا تمام تحلیلهای تکنیکال نمودارهای سهام، انواع ارز دیجیتال، کالا یا سایر داراییها را تشکیل میدهد.
پرایس اکشن چیست؟ در تعریفی ساده، یک استراتژی کاربردی برای ترید کردن است که فقط با نگاه به نمودار قیمتی و تمرکز روی قیمت خام یک دارایی انجام میشود و به معاملهگران کمک میکند که برای ورود به یک پوزیشن تصمیمگیری کنند. پرایس اکشن یعنی درک و استفاده درست از روند نوسانات قیمت. کاری که در تحلیل تکنیکال به کمک ابزارها و اندیکاتورهای متعدد انجام میشود.
نکته: افرادی که به صورت حرفهای پرایس اکشن کار میکنند معتقدند هر آنچه که برای درک رفتار قیمت لازم داریم در آرایش کندلها و نوع واکنش آنها وجود دارد. به این منظور که برای تحلیل تکنیکال نیاز به هیچ ابزار دیگری نیست.
اصول و مفاهیم پایه در پرایس اکشن
وقتی یادگیری مفهوم Price action را شروع کنید، با مفاهیم و اصول متعددی روبهرو میشوید. مفاهیمی که درک آنها کمک میکند تا تسلط بیشتری به این استراتژی تحلیلی داشته باشید. برخی از مهمترین این مفاهیم عبارتند از:
- عرضه و تقاضا
- حمایت و مقاومت
- خطوط روند
- خطوط روند
- کندل استیکها
در این بخش مهمترین و کلیدیترین مفاهیم برای آموزش سبک تحلیلی پرایس اکشن را بررسی و آموزش خواهیم داد. این اولین قدم شما برای آشنایی با این سبک معاملاتی جذاب خواهد بود.
عرضه و تقاضا
مفهوم عرضه و تقاضا (Supply and Demand) یکی از اساسیترین مفاهیم است که برای شروع حتما باید درک عمیقی از آن داشته باشید. عرضه به محدودهای میگویند که میزان فروش در آن بالاست و فروشندههای زیادی در آن محدوده فعال میشوند. این ناحیه بالاتر از قیمت لحظهای قرار میگیرد و احتمال ریزش قیمت در آن زیاد است.
تقاضا متعلق به جایی است که خریداران زیادی وارد میشون و فشار خرید را در آن بالا میبرند. این ناحیه پایینتر از قیمت لحظهای قرار میگیرد و معمولا احتمال رشد قیمت در آن خیلی بالا است.
معاملهگران در پرایس اکشن روی روندهای قیمتی تمرکز میکنند تا به نشانههایی کاربردی برسند. آنها به دنبال نواحی هستند که در گذشته قیمت با مقدار و سرعت زیادی از آن عبور کرده یا حجم معاملات بالایی در آن انجام شده باشد. چون از این نشانهها میتوانند به یک الگوی تکراری برسند و تصمیمگیری هوشمندانهتری داشته باشند.
حمایت و مقاومت
سطوح حمایت و مقاومت (Support and Resistance) نقاط یا نواحی از قیمت هستند که اطلاعات ارزشمندی از موقعیت خرید یا فروش یک دارایی به معاملهگران میدهند. در واقع با اتصال این نقاط به یکدیگر، خطوط معناداری ایجاد میشود که نشاندهنده واکنش قیمت یک دارایی به آنها است.
- مفهوم حمایت در پرایس اکشن چیست؟ این مفهوم به سطح یا محدودهای اشاره دارد که وقتی قیمت یک دارایی به آن میرسد، تمایل زیادی به واکنش برگشتی و رشد مجدد پیدا میکند. یعنی خریداران وارد بازار شده و اجازه افت بیشتر قیمت را نمیدهند. در این سطح با افزایش تقاضا از سوی خریداران مواجه هستیم. حمایت جایی است که فرصت خرید ایجاد میشود و احتمال برگشت قیمت بالاست؛ حمایت همان محدوده تقاضاست!
- مفهوم مقاومت در پرایس اکشن چیست؟ مقاومت جایی است که با رسیدن قیمت به آن، تمایل دارایی برای ریزش قیمت بیشتر میشود. در واقع فروشندهها از این طریق با عرضه شدید، اجازه رشد قیمت را نمیدهند. مقاومت جایی است که برای فروش مناسب است و احتمال ریزش بالاست. مقاومت همان محدوده عرضه است!
سطوح حمایت و مقاومت کمک میکنند تریدرها نواحی مناسب برای خرید و فروش را پیدا کنند و یکی از اساسیترین مفاهیم برای سبک تحلیلی Price action است.
خطوط روند
در پرایس اکشن ال بروکس یا پرایس اکشن کلاسیک، با اتصال سقفها و کفها به یکدیگر در نمودار قیمت، میتوان خط روند ایجاد کرد. خطهایی که کمک میکنند تا معاملهگران جهت حرکت بازار را بهتر ببینند و تحلیلهای درستتری داشته باشند.
خطوط روند معمولا در دو حالت زیر قرار میگیرد:
- حالت صعودی (گاوی): وقتی قیمت یک دارایی در حال رشد است و نمودار حالت صعودی میگیرد، شاهد روندهایی به اصطلاح بازار گاوی هستیم. وجود این روند در نمودار یعنی قیمت دارایی در حال افزایش است. در این شرایط کفها و سقفهای قیمتی بالاتر ایجاد میشود.
- نزولی (خرسی): در روندهای نزولی شراییز متفاوت است. وقتی با ترسیم یک خط روند شاهد روند نزولی هستیم، یعنی در بازار خرسی و ریزشی قرار گرفتیم. پس باید بفهمیم قیمتها در حال ایجاد سقفها و کفهای پایینتر است. در چنین موقعیتی معاملهگران معمولا به دنبال فروش در اصلاحهای رو به بالا هستند.
خط روند یکی از ابزارهای کاربردی در پرایس اکشن است و کمک میکنند ساختار کلی بازار را به خوبی درک کنیم.
کندل استیک
کندل استیک یکی از کاربردیترین مفاهیم در این سبک معاملاتی است. کاربرانی که به تازگی قصد آموزش این سبک را دارند سوالات از جمله نقش نمودار شمعی (Candlestick) یا کندل استیک در پرایس اکشن چیست در ذهنشان ایجاد میشود.
نمودارهای شمعی به نوعی اصلیترین مهره در استراتژی پرایس اکشن هستند. چون میتوانند در یک نگاه، اطلاعات مهمی در اختیار معاملهگران قرار دهند که در ادامه آنها را معرفی خواهیم کرد:
- قیمت باز شدن (Open): اولین قیمتی که دارایی مورد نظر در تایم فریم نمودار از خود نشان میدهد.
- قیمت بسته شدن (Close): آخرین قیمتی که دارایی مورد نظر در تایم فریم نمودار دارد.
- بیشترین قیمت (High): بیشترین قیمتی که یک دارایی در تایم فریم دارد.
- کمترین قیمت (Low): کمترین قیمتی که یک دارایی در تایم فریم نمودار نشان میدهد.
با شناسایی و دنبال کردن چند کندل پشت سر هم میتوان الگوهای رفتاری یک دارایی را پیدا کرد و حرکت بازار در آینده را حدس زد. شاید جالب باشد بدانید همین الگوهای کندل استیک و آرایش قرار گیری کندلها پایه و اساس پرایس اکشن است.
الگوهای مهم در پرایس اکشن چیست؟
الگوهای رفتاری که از دنبال کردن نمودارهای شمعی در پرایس اکشن قابل تشخیص است، معاملهگران را به الگوهای کندلی میرساند. در ادامه با مهمترین الگوها در Price Action آشنا میشویم:
الگو پین بار (Pinbar)
الگوی پین بار یک کندل است که از یک شمع با سایهای بلند تشکیل میشود و نشان میدهد که بازار یک جهت را رد کرده و احتمال برگشت آن وجود دارد. برای تشخیص این الگو باید به نشانههای زیر توجه کرد:
- وجود یک دم یا سایه بلند (اندازه بدنه شمع یا چند برابر آن) در یک طرف
- وجود سایهای کوتاه یا نبود سایه در طرف دیگر
- بدنهای کوچک (کوتاه بودن فاصله بین باز شدن و بسته شدن قیمت)
مشاهده این الگو یعنی اینکه احتمال حرکت قیمت برخلاف جهتی که سایه شمع نشان میدهد، زیاد است. Pinbar در دو حالت زیر ایجاد میشود:
- صعودی: سایه شمع در زیر بدنه قرار دارد. یعنی فروشندگان برای کاهش قیمت تلاش کردهاند؛ اما تلاشی ناموفق. چون خریداران وارد بازار شدهاند تا اختیار را در دست بگیرند. پس احتمال اینکه روند از حالت نزولی به صعودی تغییر کند زیاد است (سیگنال خرید).
- نزولی: شاید شمع در بالای بدنه قرار دارد و ضعف خریداران را نشان میدهد. حالا فروشندگان وارد بازار شدهاند و قصد دارند با در دست گرفتن قدرت، روند را به حالت نزولی تغییر دهند (سیگنال فروش).
الگوی اینساید بار (Inside Bar)
الگوی اینساید بار در پرایس اکشن چیست؟ این الگو متشکل از دو کندل است؛ یکی کندل مادر و دیگری کندلی که در داخل بدنه آن ایجاد میشود. فرقی ندارد که کندل دوم در کدام قسمت کندل اول ایجاد شود. چون به هر حال نشانهای است برای اینکه معاملهگران متوجه احتمال شکست روند فعلی بازار شوند. الگوی اینساید بار مواردی مثل شک، توقف و بیتصمیمی معاملهگران یا جمع شدن انرژی برای حرکت بعدی را نشان میدهد.
این الگو در دو حالت صعودی و نزولی تشکیل میشود. حالت صعودی در محدوده حمایتی و حالت نزولی آن در محدوده مقاومتی ایجاد میشود.
الگوی اوت ساید بار (Outside Bar)
الگوی اوت ساید بار حالتی متضاد مدل اینساید بار دارد. در این الگو کندل دوم، کندل اول را به طور کامل تحت پوشش خود قرار میدهد. این الگو میزان نوسانات و حجم معاملات بالا در کندل دوم را نشان میدهد. طوری که معاملهگران متوجه میشوند قدرت از دست خریداران یا فروشندگان در حال خارج شدن بوده و کمکم به گروهی دیگر واگذار میشود.
الگوی اوت ساید بار نیز در دو حالت صعودی و نزولی ایجاد شده و اطلاعات کاربردی را در اختیار معاملهگران قرار میدهد.
الگوی شکست جعلی یا ناقص (Fake Breakout)
جایگاه الگوی شکست جعلی یا ناقص در پرایس اکشن چیست؟ این الگو حکم یک دام یا تله را دارد؛ برای گیر انداختن معاملهگران عجول یا تریدرهای مبتدی. چرا؟ چون در ظاهر نشان میدهد که یک سطح کلیدی مثل حمایت یا مقاومت را شکسته؛ اما خیلی زود دوباره بازمیگردد و حرکت خود را در جهت مخالف ادامه میدهد. معمولا معاملهگران و سرمایهگذاران بزرگی مثل موسسات مالی و بانکها، این الگوهای فیک را ایجاد میکنند. چون در صورت فریب سایر تریدرها میتوانند به سود برسند.
الگوی ناکام (Fakey Pattern)
الگوی ناکام یعنی حالتی که بازار قرار است یک حرکت مشخص انجام دهد؛ اما ناگهان روندی خلاف آنچه که قول داده بود را عملی میکند. آن وقت تمام معاملهگرانی که به آن اعتماد کرده بودند، متضرر میشوند. در این الگو ابتدا یک اینساید بار صعودی یا نزولی ایجاد شده و بعد قیمت به جهتی مخالف آن برمیگردد. سپس یک شکست جعلی در ساختار اینساید بار اول ایجاد میشود.
این فرایند معمولا به دست بزرگان بازار مثل بانکها، صندوقهای تامینی، موسسات مالی و… اتفاق میافتد. چون در این صورت معاملهگران خرد در ترید خود دچار ترس شده و از پوزیشنهای خود خارج میشوند.
به نظرتان فرق این الگو با الگوی شکست جعلی چیست؟ شکست جعلی بیشتر روی سطوح مختلفی مثل حمایت و مقاومت ایجاد میشود. اما الگوی ناکام ممکن است در هر ساختاری اعم از ادامه روند، تشکیل سقف یا کف جدید، حرکتهای رونددار و… تشکیل شود.
ارتباط پرایس اکشن با اندیکاتورها
تا اینجا مقاله به سوال پرایس اکشن چیست پاسخ دادیم؛ اما حال ممکن است این سوال ایجاد شود که نقش اندیکاتورها در این سبک تحلیل چیست؟
پرایس اکشن حرکات قیمت واقعی روی نمودار را تحلیل میکند، بدون هیچ ابزار اضافهای. اما اندیکاتور ابزارهای محاسباتی هستند که با استفاده از دادههای قیمتی، اطلاعات و تحلیلهای فیلترشدهای را ارائه میدهد. این ابزارها معمولا در تحلیل تکنیکال کاربرد بالایی دارند.
اما برخی افرادی که پرایس اکشن کار میکنند معتقدند نیازی به استفاده از این ابزارها نیست؛ چرا که اندیکاتور بر اساس گذشته قیمت دیدگاه ایجاد میکند و نه آینده قیمت!
اما به عقیده ارزیکال اندیکاتور میتواند یک بازار جانبی برای تحلیل باشد. معاملهگران حرفهای ابتدا از طریق پرایس اکشن روند قیمت دارایی مورد نظرشان را تحلیل میکنند و سپس با استفاده از اندیکاتورها، نتیجه نهایی را تایید میکنند.
به عبارتی میتوان این گونه گفت که پرایس اکشن، پیش نیازی برای استفاده از اندیکاتور در ارزیابی بازار است.
انواع سبکهای پرایس اکشن چیست؟
استراتژی پرایس اکشن در بازارهای مالی ممکن است سبکهای متفاوتی داشته باشد. سبکهایی که هر کدام دیدگاه مخصوص خود را داشته و بر اساس متر و معیار خودشان عمل میکنند. در ادامه به توضیح و بررسی آنها خواهیم پرداخت:
پرایس اکشن کلاسیک
یکی از قدیمیترین و اساسیترین سبکهای معاملهگری در بازارهای مالی، پرایس اکشن کلاسیک است. در این روش فقط از کندل استیکها، خطوط روند، الگوهای قیمتی و سطوح حمایت و مقاومت استفاده میشود.
معاملهگران باید با استفاده از مشاهده و درک موضوع عرضه و تقاضا، بازار را تحلیل کنند. الگوهایی مثل پین بار و اینساید بار جزو مواردی هستند که در پرایس اکشن کلاسیک کاربرد دارد. از مهمترین و معروفترین افرادی که پیرو این سبک است نیز میتوان به نایل فولر (Nial Fuller) اشاره کرد.
پرایس اکشن ال بروکس
پرایس اکشن ال بروکس یکی از محبوبترین سبکها تحلیلی بخصوص میان کاربران ایرانی است. این سبک را فردی به نام ال بروکس (Al Brooks) ابداع کرد. چشمپزشک و نویسنده آمریکایی که بعد از علاقه به بازار ترید، تبدیل به یک معاملهگر حرفهای شد.
این روش نسبت به پرایس اکشن کلاسیک عمیقتر است و بازار را دقیقتر ارزیابی میکند. در سبک ال بروکس نیز معاملهگران فقط به کندلها و جریانهای قیمتی نیاز دارند و معتقدند که در بازارهای مالی همه چیز بر پایه احتمالات است؛ نه قطعیتها!
این سبک برای معاملاتی با تایم فریم کوتاه از پنج دقیقه تا یک ساعت بسیار کاربردی است. البته توجه کنید تسلط به آن نیاز به صبر و تمرین زیادی دارد.
پرایس اکشن لنس بگز
پرایس اکشن لنس بگز توسط فردی به نام Lance Beggs ابداع شد و تمرکز شدیدی روی ساختار روند دارد. او یک معاملهگر حرفهای استرالیایی است که در معاملات اسکالپ، روزانه و مارکتهای سریع تجربه زیادی دارد. در پرایس اکشن لنس بگز معامله در پولبک انجام میشود.
یعنی نقاطی که یک اصلاح موقتی در خلاف جهت روند اصلی بازار ایجاد میکنند را فرصت اصلی برای ورود معامله در نظر میگیرند. معاملهگران در این سبک از چند تایم فریم مختلف استفاده میکنند تا ورود دقیقتر و سودمندتری داشته باشند. آنها همواره باید در حال مدیریت ریسک و تغییر موقعیت بر اساس رفتار جدید بازار باشند. این سبک در معاملات اسکالپ و معاملات اینتردی (روزانه) کاربرد بیشتری دارد.
پرایس اکشن اسمارت مانی
سبک اسمارت مانی یا SMC یکی از پیشرفتهترین و بهروزترین سبکهای معاملهگری در بازارهای مالی مختلف است. این سبک شاید پیچیدگیها و حساسیتهای خاص خود را داشته باشد؛ اما اگر به درستی اجرا شود، نتایج سودمندی به همراه دارد.
این روش سعی دارد تا عملکرد و حرکات مهرههای بزرگ بازار (موسسات مالی، صندوقهای سرمایهگذاری و…) را حدس بزند. معاملهگران در این سبک قصد دارند در کنار بازیگرهای بزرگ بازار معامله کنند. بنابراین پایههای اساسی این سبک در مواردی مثل نقدینگی، فریب بازار، ساختار بازار، نواحی سفارش، بلوک سفارش، تغییر رفتار بازار و… خلاصه میشود.
پرایس اکشن ICT
فردی به نام مایکل جی.هادسن (Michael J.Huddlestom) یکی از متخصصان این حوزه است که به بسیاری از تریدرها، سبک اسمارت مانی پرایس اکشن را آموزش داده است. در واقع میتوان گفت سبک SMC به نوعی ریشه در آموزشهای پرایس اکشن ICT دارد. ICT مخفف عبارت Inner Circle Trader است و به این معنا است: معاملهگر دایره درونی!
اصلیترین مفاهیم در این سبک شامل مواردی مثل نقدینگی، ساختار بازار، اوردر بوک، زمان معامله و… میشود. در واقع در این روش معاملهگران به دنبال محدودههایی هستند که بیشترین نقدینگی را دارد. چرا؟ چون اصلیترین حرکات قیمت در بازار از چنین نواحی شروع میشود. با تشخیص این نواحی میتوانند با بزرگان بازار همراه شوند و سود بیشتری به دست بیاورند.
پرایس اکشن RTM
پرایس اکشن RTM از آموزشهای فردی به نام ایف میانته (IF Myante) نشات گرفت. فردی که بسیار جزئینگر بود و نگاه روانشناسی و غیر سنتی به بازارهای مالی دارد. RTM مخفف عبارت Read The Market است؛ به معنای مطالعه بازار.
اصلیترین و کلیدیترین موارد در این روش عبارتاند از:
- توجه به تلههای معاملاتی
- شناخت رفتار بانکها و موسسات بزرگ
- درک ساختار مارکت
- مدیریت روانشناسی معاملهگری
- توجه به نقاط برگشت بسیار دقیق
- محدوده نزدیک عرضه یا تقاضا که احتمال بازگشت قیمت در آن بالا است (PAZ)
- محدودهای که قیمت باید برگردد، اما به حرکت قدرتمندش ادامه میدهد (FTR)
- جایی که بازار در حال جمعآوری نیرو برای ادامه دادن روند قیمتی است (CP)
- آخرین جایی که بازار قبل از افت یا صعود شدید خود در آن متوقف میشود (FL)
تمام این موارد باعث میشود تا سبک RTM، روشی نسبتا پیچیده اما کاربردی برای کسب سودهای بزرگ باشد. تسلط بر سبک RTM سختتر است، اما تریدرهای این سبک ادعا میکنند دقیقترین دیدگاه را نسبت به رفتار قیمت دارند.
تفاوت پرایس اکشن با دیگر سبکهای تحلیل تکنیکال
برای موفقیت و کسب سود در بازارهای مالی باید از چه استراتژی تحلیلی استفاده کرد؟ در جدول زیر میتوانید ویژگی سبکهای مختلف تحلیل تکنیکال و پرایس اکشن را مشاهده کرده و مقایسهای کامل داشته باشید.
| سبک معاملاتی | تعریف | تمرکز اصلی | ابزار مورد استفاده | پیچیدگی | مزایا | معایب | کاربرد |
| پرایس اکشن | تحلیل حرکات قیمت واقعی بدون نیاز به ابزارهای اضافه | رفتار و حرکات قیمت و ساختار بازار | کندلها سقف و کف قیمت سطوح عرضه و تقاضا |
نسبتا متوسط | تحلیل روانشناسی قیمت، واکنش سریع به بازار | نیاز به صبر و تمرین زیاد برای تسلط بر بازار | تریدرهای دقیق و سریع و افراد علاقهمند به تحلیل خالصانه بازار |
| امواج الیوت | تحلیل ساختار نوسانات قیمت طبق روانشناسی موجها | چرخههای احساسی و روانشناختی بازار | نسبتهای فیبوناچی و موجها | بسیار سخت (شمارش موجها دشوار است) | دید شفاف و بزرگ به چرخههای بزرگتر بازار | بسیار ذهنی، وابسته به عوامل متعدد و قابل تفسیر به شکلهای مختلف | تریدرهای باحوصله و افراد علاقهمند به الگو و تحلیلهای عمیق |
| الگوهای هارمونیک | تشخیص و تحلیل الگوهای هندسی در روندهای قیمت | نقاط برگشت و الگوهای فیبوناچی | نسبتهای دقیق فیبوناچی | سخت (محاسبات فیبوناچی دقیق) | یافتن نقاط ورود و خروج دقیق ریاضیاتی | الگوسازی زیاد | تریدرهای علاقهمند به دقت ریاضی و نظم هندسی |
| ایچیموکو | فرایندی چند بعدی جهت مشاهده شتاب حرکت، روند و سطوح حمایت و مقاومت | قدرت خریدار و فروشنده، تعادل بازار و روند قیمت | اجزای پنجگانه ایچیموکو | متوسط (زمانبر بودن درک ابر ایچیموکو) | دید چندگانه و متنوع روی روند و سطوح مقاومت و حمایت | امکان وجود سیگنالهای متضاد در بازارهای پرنوسان | تریدرهایی که منتظر دریافت سیگنالهای آمادهتر هستند |
| تحلیل با اندیکاتورها | وابسته به استفاده از ابزارهای آماری مختلف برای تشخیص روند و سیگنال خرید و فروش | شتاب، جهت و قدرت روند قیمت | اندیکاتورهای MACD، RSI، مووینگ اوریج، استوکاستیک و… | متفاوت (وابسته به اندیکاتور مورد استفاده) | کمک کردن به مشاهده اشباع خرید یا فروش و واگرایی | تاخیر سیگنالها نسبت به قیمت لحظهای | تریدرهایی که به دنبال یک سیستم کمکی برای تایید تصمیم نهایی خود هستند |
برای آن که بتوانید تفاوت پرایس اکشن با دیگر سبکهای معاملاتی را بشناسید؛ این جدول بهترین راهنمای شماست.
استراتژیهای معروف پرایس اکشن
مفهوم پرایس اکشن، فعالیتها و تصمیمگیریهای متنوعی را شامل میشود. برای همین است که در این پروسه تحلیلی، معاملهگران طبق استراتژیهای مختلفی پیش میروند. حال میخواهیم ببینیم که معروفترین استراتژیهای پرایس اکشن چیست؟
استراتژی شکست (Breakout)
تریدرها در این استراتژی صبر میکنند تا قیمت دارایی یک سطح مهم مثل حمایت، مقاومت و… را بشکند تا بعد بتوانند وارد معاملهای در جهت شکست شوند. نکته مهمی که وجود دارد این است که شکست باید حتما واقعی باشد، نه جعلی! تشخیص آن نیز به عهده فرد معاملهگر است.
هدف استراتژی بریک اوت این است که حرکتهای قوی بعد از شکست واقعی را شکار کرده و از شتاب تازه بازار استفاده کند. از جمله مواردی که شرط یک شکست قوی است عبارتاند از افزایش حجم معاملات و وجود کندلی با بدنه قوی و سایهای کوچک.
در استراتژی شکست معاملهگران میتوانند خیلی سریع و بلافاصله بعد از شکست وارد معامله شوند یا اینکه ورودی محتاطانه داشته باشند. یعنی صبر کنند تا قیمت بعد از شکست پولبک زده و دوباره به سطح شکسته شده بازگردد.
استراتژی پولبک (Pullback)
در استراتژی پولبک فرد باید بعد از مشاهده یک حرکت قوی در بازار صبر کند تا قیمت کمی اصلاح کند؛ یعنی به حالت قبلی خود بازگردد
سپس در جهت اصلی حرکت وارد معاملهای جدید شود. به عبارتی میتوان این گونه گفت که پولبک یعنی اصلاحی کوتاه مدت در یک روند قوی! هدف این استراتژی این است که معاملهگران با قیمت بهتر و ضرر کمتری وارد معامله شوند و موج اصلی بازار را با ریسک کمتری دریافت کنند. بهترین نقطه ورود در آن نیز زمانی است که نشانه برگشت در روند قیمت مشاهده شود.
استراتژی معامله در سطوح کلیدی
در استراتژی معامله در سطوح کلیدی، معاملهگران روی نقاطی معامله میکنند که بازار در گذشته نسبت به آنها واکنش مهمی نشان داده است. یعنی تریدرها باید منتظر بمانند تا قیمت یک دارایی به سطح مهمی مثل حمایت یا مقاومت قوی، خط روند معتبر و… برسند و سپس متناسب با واکنشی که قیمت به آن سطح داده، برای خرید یا فروش جدید تصمیمگیری کنند.
سطوح کلیدی همان نقاطی در روند قیمت است که معمولا تریدرهای بزرگ بازار مثل بانکها، موسسات مالی و… وارد بازار میشوند. در این استراتژی معاملات به دو روش انجام میشوند:
- معامله طبق برگشت: فرض بر این است که سطح کلیدی حفظ میشود و قیمت مجددا در جهت عکس حرکت خواهد کرد.
- معامله طبق شکست: فرض را بر این میگذاریم که سطح کلیدی شکسته میشود و قیمت حرکت جدیدی را شروع میکند.
پرایس اکشن مناسب کدام بازار است؟
حالا دیگر میدانید که پرایس اکشن چیست. اما به نظرتان این استراتژی تحلیلی در کدام بازارهای مالی کاربرد بیشتری دارد؟
بیایید نگاهی دوباره به مفهوم این سبک ترید بیندازیم. پرایس اکشن یعنی قیمت خام یک دارایی را بدون نیاز به ابزارهای خاص تحلیل کنیم. بر اساس این تعریف، هر بازاری که نقدینگی بالا و حجم معاملات زیادی داشته باشد، فضای مناسبی برای پرایس اکشن است. هر بازاری که عرضه و تقاضای واقعی در آن، عامل مهمی در تعیین قیمت داراییها باشد و الگوهای رفتاری مشخصی داشته باشد.
بنابراین میتوانیم اینطور نتیجهگیری کنیم که پرایس اکشن در بازارهایی مثل فارکس، بازار ارزهای دیجیتال و بازار سهام کاربرد بسیاری دارد. البته استفاده از این روش در بازار ارزهای دیجیتال باید با احتیاط بیشتری انجام شود. چون نوسانات قیمتی در این بازار به شدت زیاد بوده و فضای بیثبات و غیرقابل پیشبینی دارد.
چرا تریدرها علاقه زیادی به پرایس اکشن دارند؟
اکثر معاملهگرانی که در حوزه معاملات کوتاه مدت تا میان مدت فعال هستند، نسبت به استفاده از پرایس اکشن علاقه زیادی از خود نشان میدهند. ضمن اینکه به طور کلی تریدرها در بازارهای مالی مختلف معتقدند که این استراتژی، تحلیل واقعبینانهتر، شفافتر و صادقانهتری ارائه میدهد. چون به هیچ ابزار پیشرفتهای وابسته نبوده و فقط به قیمت خام داراییها متکی است.
بر همین اساس مهمترین دلایل محبوبیت پرایس اکشن میان معاملهگران را در موارد زیر میتوان خلاصه کرد:
- کاربردی برای بازارهای مالی مختلف با نقدینگی بالا
- استفاده و دسترسی آسان با هر نرمافزار معاملاتی
- قابل استفاده در تایم فریمهای مختلف، از یک دقیقه تا یک ماه
- عدم نیاز به تحلیل فاندامنتال در صورت استفاده از استراتژی پرایس اکشن
- تنوع سبک و انتخاب آنها بر اساس شرایط و موقعیت خود
- عدم نیاز به اندیکاتورهای پیچیده تحلیل تکنیکال
همین دلایل باعث شدند امروزه اکثر تریدرها بع یکی از سبکهای برتر پرایس اکشن رو بیارند.
اشتباهات رایج در تحلیل پرایس اکشن
تحلیل قیمت داراییهای مختلف در بازارهای مالی، پروسه بسیار حساس و پیچیدهای است. اما فکر میکنید اشتباهات رایج در تحلیل پرایس اکشن چیست؟ در ادامه به مهمترین مشکلات خواهیم پرداخت.
مهمترین و رایجترین اشتباهات در پرایس اکشن:
- ورود به معامله فقط با مشاهده و بررسی یک کندل
- تمرکز صرف روی تایم فریمهای پایین و بیتوجهی به تایم فریمهای طولانیتر
- نداشتن درک درست از سطوح کلیدی و بیتوجهی به آنها
- نبود نقشهای فکر شده برای مدیریت ریسک
- نداشتن مهارت کافی در تشخیص شکستهای جعلی
- تعصب روی یک سناریو یا استراتژی خاص که در گذشته جواب داده است
- تحلیل افراطی و بیش از حد نمودار قیمتی یک دارایی
اگر قصد دارید به یک تریدر سودده تبدیل شوید، باید از تمام اشتباهات مذکور دور باشید. کسب سود از روش Price action مستلزم جلوگیری از برخی اشتباهات کوچک اما تاثیرگذار است.
سخن پایانی: تحلیل و ترید با سبک پرایس اکشن در یک نگاه
پرایس اکشن روشی برای تحلیل بازارهای مختلف مثل فارکس، کریپتو، بورس و… است که بر مبنای نمودارهای قیمتی انجام میشود. این استراتژی در سبکهای مختلفی اجرا شده و الگوهای کندلی متنوعی را دنبال میکند. پرایس اکشن پروسه نسبتا سادهای دارد؛ برای همین است که همه افراد از جمله معاملهگران مبتدی و تازهکار نیز میتوانند آن را یاد بگیرند.
انعطافپذیری، تنوع در سبکهای اجرایی، عدم نیاز به اندیکاتور و عوامل فاندامنتال و دسترسی ساده در این استراتژی باعث شده تا به روشی محبوب میان تریدرها تبدیل شود. حال اگر ابهامی درباره سایر روشهای تحلیلی کاربردی در بازارهای کریپتو و فارکس در ذهنتان است، میتوانید از مقالههای آموزشی و تحلیلهای سایت ارزیکال استفاده کنید.
سوالات متداول
پرایس اکشن چیست؟
Price action فرایندی است که معاملهگران طی آن رفتار قیمت خام یک دارایی در چارت را بدون نیاز به ابزارهای پیچیده تحلیل میکنند.
Price action نسبت به روشهای دیگر تحلیل تکنیکال چه مزایایی دارد؟
پروسه پرایس اکشن دسترسی راحتتری داشته و مفهوم سادهتر و قابل درکتری دارد. این روش نسبت به تغییرات بازار واکنش سریعتری از خود نشان میدهند و درک عمیقی از وضعیت بازار را در معاملهگران ایجاد میکند. ضمن اینکه وابستگی کمتری به ابزارهای کمکی تاخیر داری مثل اندیکاتورها دارد.
پرایس اکشن بهتر است یا تحلیل با اندیکاتور؟
هیچکدام! شاید بهترین جواب برای این سوال این باشد که پرایس اکشن و تحلیل با اندیکاتور دو روش مجزا هستند که یکدیگر را تکمیل میکنند. افرادی که به دنبال تاییدیه برای نتایج تحلیل با پرایس اکشن هستند، به سراغ اندیکاتورها میروند.















