الگوهای بازگشتی چیست؟ راهنمای کامل + مثال تصویری

بازارهای مالی، به ویژه بازار ارزهای دیجیتال، همواره با نوسانات شدید همراه هستند. همین موضوع پیشبینی روند قیمت را برای بسیاری از تریدرها به یک چالش جدی تبدیل میکند. در این میان، استفاده از ابزارهای تحلیلی به کمک تریدرها میآیند. یکی از مهمترین این ابزارها، الگوهای بازگشتی هستند که کمک میکنند تغییر جهت روند را سریعتر تشخیص دهید و تصمیمات هوشمندانهتری بگیرید.
ما در این مقاله از ارزیکال، به بررسی الگوهای بازگشتی در تحلیل تکنیکال میپردازیم و انواع آن را به شما آموزش میدهیم. همچنین نکات مهم استفاده صحیح از این الگوها را بررسی میکنیم تا با اطمینان بیشتری وارد معاملات شوید. پس تا آخر این مقاله همراه ما باشید.
منظور از الگوهای بازگشتی چیست؟
برای این که درک کنید الگوهای بازگشتی چیست، ابتدا باید با مفهوم کندل استیک آشنا باشید. نمودارهای کندل استیک رفتار قیمتی ارزهای دیجیتال را در یک تایم فریم مشخص نشان میدهند. در این نمودارها، کندلها کنار هم قرار میگیرند و الگوهای مختلفی را میسازند که هر کدام خبر خاصی به تریدر منتقل میکنند.
یکی از پرتکرارترین الگوهای ترید، الگو بازگشتی (Reversal Pattern) است که در دسته کلاسیکها قرار میگیرد. این الگوها نقش بسیار مهمی در تحلیل تکنیکال ایفا میکنند؛ به طوری که خبر از تغییر جهت حرکت بازار را میدهند. در واقع الگوهای برگشتی کندل استیک زمانی تشکیل میشوند که روند فعلی بازار به پایان میرسد و انتظار میرود که قیمت بعد از یک روند صعودی وارد فاز نزولی شود یا برعکس.
برای مثال، اگر روند فعلی صعودی باشد، تشکیل الگو بازگشتی هشداری برای شروع روند نزولی به حساب میآید و نشان میدهد که قدرت از خریداران به سمت فروشندگان میرود. برعکس، زمانی که روند نزولی باشد، این الگو نشاندهنده تغییر جهت بازار به صعودی و تضعیف قدرت فروشندگان است.
توجه داشته باشید، الگوهای بازگشتی را با الگوهای ادامهدهنده اشتباه نگیرید! الگوهای بازگشتی پایان روند فعلی و شروع روند مخالف را نشان میدهند. در حالی که، الگوهای ادامهدهنده بیانگر یک توقف یا اصلاح موقت هستند و بعد از آن، بازار همان مسیر قبلی خود را ادامه میدهد.
مهمترین الگوهای بازگشتی
الگوهای کلاسیک بازگشتی در نگاه اول شبیه به هم به نظر میسند اما در واقع هر کدام ویژگیها و تفاوتهای خاص خود را دارند. ما در این بخش از مقاله مهمترین آنها را به شما معرفی کنیم تا با شناخت کاملتر، عملکرد بهتری در بازار داشته باشید و استراتژی ترید خود را بهبود دهید.
آشنایی با انواع الگوهای بازگشتی به شما کمک میکند تحلیل دقیقتری از حرکتهای قیمتی داشته باشید و هنگام ترید تصمیمات آگاهانهتری بگیرید. این الگوها نقاط مهم تغییر روند را مشخص میکنند و میتوانند به عنوان سیگنالی برای خرید یا فروش عمل کند. از مهمترین الگوهای بازگشتی عبارتند از:
الگوی سر و شانه (Head and Shoulders) و سروشانه معکوس
در تحلیل تکنیکال، الگوی سر و شانه به عنوان یکی از پرکاربردترین الگوهای برگشتی کندل استیک شناخته میشود. این الگوها از ۳ قله تشکیل میشوند:
- قله اول، شانه چپ است که اولین قله بعد از یک روند صعودی را تشکیل میدهد. سپس قیمت وارد فاز اصلاحی میشود.
- قله دوم، سر است که بالاتر از شانهها تشکیل میشود. این نقطه، سقف قیمتی جدید میسازد و بعد مجدد اصلاح قیمتی رخ میدهد.
- قله سوم، شانه راست است که تقریبا هم سطح با شانه چپ بوجود میآید. بعد از آن روند نزولی شدیداتفاق میافتد که نشاندهنده تضعیف قدرت خریداران است.
تریدرهای حرفهای از این الگو به عنوان سیگنالی برای پوزیشن شورت استفاده میکنند؛ البته ابتدا منتظر یک پولبک به خط گردن میمانند تا مطمئن شوند شکست سطح واقعی بوده است. حال روی قیمت خط گردن وارد معامله فروش میشوند و متناسب با استراتژی شخصی، حد سود و حد ضرر را تعیین میکنند. اغلب حد سود را به اندازه فاصله سر تا خط گردن، پایینتر از آن قرار میدهند و حد ضرر را نیز کمی پایینتر از شانه راست مشخص میکنند.
اما در الگوی سر و شانه معکوس همه چیز برعکس است. سر و شانه به حال دره تشکیل میشوند و الگو سیگنال پوزیشن لانگ را میدهد.
الگوی سقف دوقلو (Double Top) و الگوی کف دوقلو (Double Bottom)
یکی دیگر از الگوهای بازگشتی الگوی سقف و کف دوقلو است. سقف دوقلو یک بازگشتی نزولی است. این الگو از دو قله تقریبا هم سطح تشکیل شده و ظاهری شبیه به دو کوه دارد. درهای که بین این دو کوه بوجود میآید، سطح حمایتی یا همان خط گردن را مشخص میکند.
این الگو در پایان روند صعودی شکل میگیرد و زمانی اعتبار پیدا میکند که نمودار پس از تشکیل قله دوم، خط گردن را به سمت پایین بشکند. در این حالت، سیگنال بازگشت روند از صعودی به نزولی صادر میشود. زیرا بازار دو بار به سطح مقاومت، در محدوده سقف برخورد داشته اما نتوانسته آن را بشکند. این موضوع نشانه کاهش قدرت خریداران است.
بعد از آن، تریدرها منتظر میمانند تا پولبک به خط گردن اتفاق بیفتد و پوزیشن فروش باز میکنند. با این کار احتمال موفقیت افزایش و ریسک معامله کاهش مییابد.
در مقابل، الگوی کف دوقلو کاملا برعکس است و در دسته الگوهای بازگشتی صعودی قرار میگیرد. این الگو در پایان روند نزولی بوجود میآید و از دو دره تقریبا هم سطح تشکیل میشود.
وقتی قیمت پس از دره دوم خط گردن را به سمت بالا میشکند، نشان میدهند فروشندگان دو بار تلاش کردند سطح حمایتی را بشکنند ولی نتوانستند. در نتیجه سیگنالی برای خرید محسوب میشود. بنابراین بهترین فرصت برای ورود به معامله لانگ، زمانی است که پولبک به خط گردن رخ میدهد.
این الگو به دلیل سادگی در شناسایی، یکی از پرکاربردترین ابزارهای تحلیل تکنیکال به حساب میآید و برای تریدرهای مبتدی نیز قابل تشخیص است.
الگوی سقف سهگانه (Triple Top) و کف سهگانه (Triple Bottom)
الگوهای سقف سهگانه و کف سهگانه نسخه پیشرفته الگوی الگو سقف و کف دوقلو هستند؛ با این تفاوت که به ترتیب از ۳ قله و دره همسطح تشکیل میشوند. این الگو نشاندهنده سه برخورد ناموفق متوالی برای عبور از سطح کلیدی است. یعنی نمودار قیمت ۳ بار تلاش کرده سطح مقاومت یا حمایت را بشکند. اما به دلیل ضعف قدرت خریداران یا فروشندگان، این شکست اتفاق نمیافتد.
اعتبار این الگوها بالاتر از الگوهای دوقلو است و معمولا شکست خط گردن آنها با حجم معاملات بالاتری همراه میشود. از طرفی، تشکیل چنین الگوهایی زمان طولانیتری لازم دارد و بیشتر در تایم فریمهای میانمدت و بلندمدت دیده میشود. در نتیجه ابزار مطمئنتری برای تشخیص نقاط کلیدی و تغییر روند بازار به حساب میآیند.
الگوی چکش یا هَمر (Hammer)
الگوی چکش یکی از شناختهشدهترین الگوهای بازگشتی صعودی است. مشخصه این الگو، کندل چکش است که به شکل یک بدنه بسیار کوچک در بالا و یک سایه (Shadow) بسیار بلند در پایین آن بوجود میآید. این ساختار نشان میدهد که در طول کندل فشار فروش زیاد بوده، اما خریداران موفق شدند قیمت را بالا ببرند و کندل در نزدیکی سطح شروع یا حتی بالاتر از آن، بسته شود.
بنابراین پیام اصلی این الگو کاهش قدرت فروشندگان و ورود خریداران به بازار است و بعد از تشکیل آن جهت بازار برمیگردد و یک روند صعودی شروع میشود. اگرچه تشکیل الگوی چکش برای تریدرها نشانی از پایان روند نزولی است، اما باید توجه داشت که به تنهایی برای ورود به معامله کافی نیست. تایید این الگو با تشکیل یک کندل صعودی قوی در ادامه یا شکست یک سطح مقاومتی مهم بدست میآید.
هرچه سایه پایینی بلندتر و بدنه کندل کوچکتر باشد، اعتبار الگو بیشتر خواهد بود. از طرفی، اگر حجم معاملات در زمان تشکیل الگو افزایش پیدا کند، سیگنال قابل اعتمادتر میشود.
بعد از این که تاییدیههای لازم صادر شدند، زمان ورود به معامله است. تریدرها برای این که تجربه امنتری داشته باشند، حد ضرر را کمی پایینتر از سایه کندل چکش قرار میدهند. همچنین دریافت سودهای پلهای را نیز در معاملات فراموش نکنید!
نوع دیگر این الگو، چکش معکوس است که کاربرد مشابه دارد اما ظاهر کندل برعکس است. این الگو نیز در پایان روندهای نزولی تشکیل میشود اما اعتبار آن کمتر از چکش معمولی است و تایید قویتری نیاز دارد.
الگوی مرد دارآویز (Hanging Man)
یکی دیگر از انواع الگوهای بازگشتی نزولی الگوی مرد دارآویز است که در پایان روند صعودی تشکیل میشود. ظاهر این الگو بسیار شبیه به الگوی چکش است، با این تفاوت که در سقف قیمتی تشکیل میشود و پیامی کاملا برعکس منتقل میکند. در کندل مرد دارآویز، بدنه در بخش بالایی قرار میگیرد و سایه پایینی آن ۲ تا ۳ برابر طول بدنه است. همچنین در این مورد، سایه بالایی وجود ندارد یا بسیار کوچک است.
این الگو هشداری برای ضعف خریداران و ورود فروشندگان به بازار به حساب میآید. به طوری که نشان میدهد، اگرچه قیمت در بازه زمانی مورد نظر به شدت کاهش یافته، اما خریداران توانستند آن را تا نزدیکی قیمت شروع بالا بکشند. این موضوع نشانهای از فشار فروش پنهان است که به زودی میتواند خود را در قالب یک بازگشت نزولی نشان دهد.
اگر بعد از تشکیل این کندل، یک کندل نزولی قوی بسته شود و سطح حمایتی را بشکند، الگو تایید میشود. همچنین، هرچه سایه پایینی بلندتر و حجم معاملات در زمان شکلگیری الگو بیشتر باشد، سیگنال آن اعتبار بالاتری بدست میآورد.
تریدرها بعد از مشاهده این الگو در نزدیکی سطح مقاومتی مهم یا پس از یک روند صعودی طولانی، آماده باز کردن پوزیشن شورت میشوند. در این حالت، تعیین حد ضرر کمی بالاتر از سقف کندل مرد دارآویز میتواند به مدیریت ریسک کمک کند.
نکات مهم استفاده از الگوهای بازگشتی
تا اینجای مقاله، با انواع الگوهای بازگشتی آشنا شدید و میدانید هر نقشی چه پیامی را منتقل میکند. اما توجه کنید، استفاده نادرست از آنها ممکن است باعث شکست معاملات شود. چند نکته ساده اما مهم برای استفاده از این الگوها وجود دارد که باید در نظر بگیرید:
- بررسی سطوح حمایت و مقاومت: الگوهای بازگشتی زمانی که در محدودههای مهم قیمتی، مثل سطوح حمایت و مقاومت تشکیل میشوند، اعتبار بیشتری دارند.
- استفاده از اندیکاتورها: این الگوها به تنهایی سیگنال قطعی به حساب نمیآیند. استفاده از انواع اندیکاتور کمک میکند تا اعتبار سیگنال تقویت شود.
- مدیریت ریسک و سرمایه: هیچ ابزار تحلیلی تضمین ۱۰۰ درصدی ندارد. بنابراین همیشه اصول مدیریت ریسک و مدیریت سرمایه در ترید را رعایت کنید تا در صورت شکست، از ضررهای بزرگ جلوگیری شود. برای این کار، تعیین حد ضرر را فراموش نکنید و فقط با درصد مشخصی از سرمایهتان وارد معاملات شوید.
- تعیین حد سود منطقی: خروج به موقع از معامله، خود میزان موفقیت را بالا میبرد. بنابراین تعیین حد سود منطقی، متناسب با ابعاد الگو اهمیت زیادی دارد.
- توجه به تایمفریم: هرچه تایمفریم بالاتر باشد، اعتبار الگو نیز بیشتر است. الگوهایی که در تایمفریمهای روزانه یا هفتگی تشکیل میشوند، قویتر و مطمئنترند.
همچنین صبر برای تایید نهایی بسیار مهم است؛ ورود زودهنگام به معامله ریسک را بالا میبرد. بنابراین منتظر کندل تاییدی یا شکست معتبر خط روند بمانید تا الگو تکمیل شود. از تحلیل فاندامنتال بازار نیز غافل نشوید؛ اخبار اقتصادی و رویدادهای مهم میتوانند روی اعتبار الگو تاثیر بگذارند و حتی مسیر آن را تغییر دهند.
آیا الگوهای بازگشتی میتوانند معاملات شما را متحول کنند؟
الگوهای بازگشتی یکی از مهمترین ابزارهای تحلیل تکنیکال هستند و توانایی بالایی در شناسایی نقاط عطف بازار دارند. تریدرها با تشخیص به موقع و صحیح این الگوها، میتوانند قبل از تغییر روند وارد پوزیشنهای خرید یا فروش شوند و ریسک معاملات خود را تا حد قابل توجهی کاهش دهند.
اما توجه داشته باشید که این الگوها به تنهایی قدرت کافی را برای ارائه سیگنال قطعی را ندارند. کلید موفقیت در استفاده از این الگوها، شناسایی دقیق، صبر برای تایید سیگنال و رعایت اصول مدیریت ریسک و سرمایه است. برای این کار لازم است از سایر ابزارهای تحلیل تکنیکال کمک بگیرید.
حالا سوال از شما؛ آیا تاکنون با استفاده از الگوهای بازگشتی توانستید تغییر روند بازار را به موقع تشخیص دهید و از آن سود ببرید؟ تجربیات خود را با ما به اشتراک بگذارید.








