سبک RTM از انواع پرایس اکشن؛ روشی برای خواندن بازار بدون وابستگی به اندیکاتورها

خیلی اوقات پیش میآید که از انواع اندیکاتور روی نمودار استفاده میکنیم تا تحلیل دقیقتری داشته باشیم اما بهجای آنکه بازار را بهتر درک کنیم، بیشتر گیج میشویم. انگار هر چه ابزار بیشتری اضافه میکنیم، تحلیل مبهمتر و تصمیمگیری سختتر میشود. دلیلش واضح است! در این مواقع سعی داریم بدون اینکه بفهمیم چه منطقی پشت حركات قیمت است، سرسری ترید کنیم. برای ترید موفق باید بلد باشیم بازار را بخوانیم؛ میپرسید چطور؟ با سبک RTM از انواع پرایس اکشن که کمک میکند دلیل واقعی حرکات قیمت را درک کنیم و به ابزارهای تکنیکال وابسته نباشیم.
در این مقاله از ارزیکال شما را بیشتر با این سبک معاملاتی آشنا میکنیم.
پرایس اکشن چیست؟
یک روش تحلیل و معامله در بازارهای مالی که بین فعالان این حوزه بسیار محبوب است، پرایس اکشن (Price Action) است. پرایس اکشن بدون بهکارگیری اندیکاتور و ابزارهای پیچیده، بر اساس رفتار قیمت در گذشته، آینده را پیشبینی میکند.
تریدر با استفاده از این سبک معاملاتی، درک عمیقتری نسبت به بازار پیدا میکند و میتواند بهترین نقاط برای ورود و خروج از معاملات را شناسایی کند. پرایس اکشن انواع مختلفی دارد؛ سبک RTM نیز در کنار آل بروکس و سبک ICT از شناختهشدهترین انواع آن است که در ادامه بیشتر راجع به آن توضیح میدهیم.
معرفی سبک RTM
سیستم معاملاتی پرایس اکشن RTM، مخفف عبارت “Read The Market” به معنای خواندن بازار است. یعنی بهجای اینکه تریدر از اندیکاتورها استفاده کند، یاد بگیرد الگوهای ترید را درک کند، بازار را به زبان خود بخواند و آن را بفهمد.
ایف مانته (IF Myante) بنیانگذار این سبک، کسی که سالها به ترید در بازارهای مالی مشغول بود، میگوید «RTM یکی از سبکهای پرایس اکشن است، اما ما قرار نیست فقط بازار را پیشبینی کنیم؛ قرار است یاد بگیریم چطور آن را بخوانیم.»
به بیان دیگر RTM بیش از آنکه یک استراتژی باشد، نوعی نگرش به بازار است تا تشخیص دهیم پشت هر حرکت قیمت چه خبر است. در سبک پرایس اکشن RTM همه چیز حول عرضه و تقاضا میچرخد و بازار بر اساس نسبت بین عرضه و تقاضا و حجم معاملات خوانده میشود.
شاید برایتان جالب باشد که سبکهایی مثل ICT نیز از دل همین سبک ایجاد شدهاند؛ اما RTM کمتر شناخته شده است. زیرا ایف مانته هیچوقت دوره نفروخت و تعداد تریدرهایی که این سبک را آموزش دیدند کمتر از سایر سبکها هستند.
مفاهیم کلیدی در سبک RTM
برای معامله به سبک پرایس اکشن RTM، لازم است با مفاهیم مربوط به آن آشنا باشید. در ادامه کلیدیترین مفاهیم مربوطه را به اختصار توضیح میدهیم.
- فشردگی قیمت (Compression): به تشکیل تعداد زیادی کندل کوچک در حرکتی که انتظار داریم در ادامهی آن شاهد رشد یا ریزش بسیار زیاد قیمت باشیم، فشردگی یا CP گفته میشود. فشردگیها حاصل ضعف یکی از طرفین بازار هستند. یعنی یا خریدار یا فروشنده به قدری ضعیف شده که روند به زودی تغییر جهت خواهد داد.
- CAPS: در این نقاط از بازار، قیمت طی یک حرکت ناگهانی تغییر جهت میدهد. این نقاط، برگشتهای مهمی روی نمودار هستند که در آنها خلا نقدینگی اتفاق افتاده است به همین دلیل دوباره تست خواهند شد و حتما ارزش بررسی دارند.
- Swap: سواپها به تغییر نقش سطوح اشاره دارند، یعنی مثلا ناحیهای که قبلا آن را بهعنوان سطح مقاومت میشناختیم، حالا سطح حمایت است. تسلط روی این Swapها در سبک RTM مهم است زیرا با بررسی رفتار قیمت در نزدیکی این سطوح، بابت میزان عرضه و تقاضا اظهار نظر میکنیم.
- FTR: وقتی قیمت نتواند بعد از یک حرکت قوی مجدد به سطح اولیه خود برگردد، میگوییم دچار FTR مخفف “Failure To Return” شده است. FTRها میگویند موقعیت فعلی به قدری قوی است که نمیتوانیم به نقاط قبلی برگردیم؛ این یعنی روند فعلی ادامهدار است. نواحی FTR برای ورود به معاملات مناسب هستند.
- Engulf: اینگالف به زمانی اشاره دارد که یک کندل بزرگ، کندل قبلی را کامل بپوشاند. شناسایی بهموقع اینگالفها در سبک RTM اهمیت بالایی دارد زیرا از شروع روند جدید خبر میدهند.
- Zone: به نواحی عرضه و تقاضا زون گفته میشود. ما در زونها به دنبال واکنش قوی یا حرکت چشمگیری از قیمت هستیم.
- Flag limit: حد پرچم ناحیهای روی نمودار است که در آن سفارشهای بسیار قوی در ساختار فشرده قیمت شکل گرفته است و پتانسیل اینکه نقطه ورود باشد را دارد؛ مخصوصا در زمان پولبک قیمت.
برای استفاده از سبک RTM به هیچ اندیکاتوری نیاز ندارید. کافیست علاوه بر مفاهیم فوق به الگوهای ترید، کندل اسیتکها و ستاپهای معاملاتی معروف تمرکز داشته باشید.
ساختار قیمت در سبک RTM
اساس RTM روی رفتار واقعی قیمت و تعادل بین عرضه و تقاضا است. در این سبک، متناسب با ساختار قیمت، تشخیص میدهیم در هر نقطه از بازار، قدرت خریدار بیشتر است یا فروشنده؟
طبق یک دستهبندی کلی، ساختار قیمت بر پایه عرضه و تقاضا به ۴ نوع زیر تقسیم میشود:
- DBR: این ساختار به زمانی اشاره دارد که کم شدن تقاضا موجب کاهش قیمت شدید نمیشود. چون وقتی قیمت به سطح حمایت میرسد خریداران وارد شده و جلوی کاهش بیشتر آن را میگیرند و قیمت دوباره بالا میرود.
- DBD: ساختار DBD کم شدن تقاضا و بیشتر شدن عرضه را نشان میدهد که البته موقتی است. چرا؟ زیرا در ادامه خریداران دوباره وارد بازار شده، تقاضا مجدد بالا رفته و قیمت بار دیگر رشد کرده است.
- RBR: نوع RBR مربوط به زمانی است که قیمت به سطح مقاومت نزدیک میشود اما نمیتواند آن را بشکند. زیرا عرضه بر تقاضا غلبه کرده، قیمت نمیتواند رشد کند و روند صعودی کم کم به نزولی تغییر میکند.
- RBD: در این ساختار، قیمت سطح مقاومت را شکسته و به مقاومت بالاتری رسیده و جالب اینکه آن را هم شکسته. این یعنی روند صعودی در حال قوی و قویتر شدن است.
در یک جمعبندی کلی: در ساختار DBR و RBR تلاش ناموفق قیمت برای شکست سطوح کلیدی حمایت و مقاومت را مشاهده میکنیم. این در حالی است که در DBD و RBD قیمت موفق به شکست شده اما بهطور موقت؛ زیرا دوباره خریدار و فروشنده به بازار برگشتند.
مهمترین کندل استیکها در RTM
برای معامله در سبک پرایس اکشن RTM باید بتوانید الگوها را تحلیل کنید؛ از طرفی برای بررسی الگوها لازم است دلیل پشت رفتار هر کندل استیک را درک کنید. از روی اندازه بدنه، طول سایه و رنگ کندلها میتوان بهراحتی متوجه تغییرات قیمت که با کم و زیاد شدن عرضه و تقاضا ارتباط مستقیم دارد، شد. پس اولین قدم آشنایی با مهمترین کندلها در این سبک است.
کندل مومنتوم (Momentum)
حضور کندلهای مومنتوم ساختار بازار را برای تریدر واضح میکند و میگوید با بازار رنج و خنثی روبهرو نیست. کندلهای مومنتوم کندلهای پرقدرتی هستند که وقتی آنها را میبینیم یعنی بازار جهتدار شده است، حالا یا به سمت بالا یا به سمت پایین.
اگر فکر میکنید تعداد کندلهای مومنتوم باید زیاد باشد، بگذارید خیالتان را راحت کنم که وجود یکی دو کندل مومنتوم کافی است.
بدنه این کندلها بزرگ است و نشان میدهد که کنترل بازار به دست یکی از طرفین خریدار یا فروشنده افتاده است. این کندل در سبک RTM کمک میکند از شرایط بازار مطلع شویم و نقطه ورود و خروج مناسبی برای معاملات خود پیدا کنیم.
کندل بیس (Base)
کندلهای بیس در سبک RTM، نشاندهنده برابری عرضه و تقاضا هستند. دیدن این کندلها روی نمودار یعنی هیچ یک از طرفین بازار بر دیگری قالب نشده و قدرت خرید و فروش با هم برابر است. اکثر اوقات بعد از ریزشهای شدید یا رشدهای ناگهانی است که کندلهای بیس ظاهر میشوند.
این کندلها را زیر نظر میگیریم تا بدانیم عرضه و تقاضا تا کجا در تعادل است و چه زمانی خریدار یا فروشنده بر دیگری غلبه میکند. برخی تریدرها گپ قیمتی (فاصله بین بسته شدن کندل قبلی تا باز شدن کندل بعدی) را نیز مثل کندل بیس در نظر میگیرند زیرا این نواحی معمولا محل ورود و خروج سرمایه است.
کندلهای ERC و NRC
زمانی که فاصله بین بالاترین و پایینترین نقطه کندل یا همان سقف و کف، خیلی زیاد باشد با کندلهای بسیار بزرگ یا به اصطلاح ERC روبهرو هستیم. این کندلها میگویند بازار در بازه شکلگیری آنها نوسانات زیادی داشته است.
برعکس کندلهای ERC، به کندلهای بسیار کوچک که فاصله بین بالاترین و پایینترین نقطه آنها خیلی کم و محدود باشد، NRC میگویند. این کندلها توقف موقت بازار را نشان میدهند و بعد از آنها میتوان انتظار حرکات بسیار قوی از قیمت داشت.
ستاپهای معاملاتی در سبک RTM
حالا که هم ساختار قیمت را میدانید هم با کندل و الگوهای مهم آشنا شدید، نوبت بررسی پرتکرارترین ستاپهای معاملاتی است. وقتی درباره ستاپ معاملاتی (Trading Setup) صحبت میکنیم، منظورمان موقعیتهای مشخصی روی نمودار است که از پیش برای خود تعریف کردیم.
داشتن ستاپ معاملاتی کمک میکنند بهترین زمان برای ورود و خروج از بازار را تشخیص دهیم و کمتر دچار احساسات شویم. در ادامه سه ستاپ پرکاربرد در سبک پرایس اکشن RTM را معرفی میکنیم.
کازیمودو (QM)
الگوی کازیمودو (Quasimodo) یا به اختصار QM یکی از الگوهای قوی در تحلیل تکنیکال است. کازیمودو به واسطه ساختار خاصی که دارد، علاوه بر اینکه یک الگو محسوب میشود بهعنوان یک ستاپ معاملاتی محبوب نیز شناخته میشود. این الگو در نزدیکی سطوح حمایت و مقاومت ظاهر میشود و با تشخیص بریک اوت، پایان روند فعلی و آغاز روند جدید را شناسایی میکند.
برخی تحلیلگرها به کازیمودو “Over and Under” نیز میگویند. اساس شکلگیری این الگو روی ایجاد کف و سقفهای جدید و ایجاد Higher High و Lower Low در روندهای صعودی و نزولی است.
- در روند نزولی قیمت کفهای پایینتر (LL) و سقفهای پایینتر (LH) میزند تا اینکه در جایی از نمودار سقف بالاتر (HH) ایجاد شود.
- در روند صعودی قیمت سقفهای بالاتر (HH) و کفهای بالاتر (HL) میزند تا جایی که در نمودار شاهد ایجاد کف پایینتر (LL) باشیم.
پرکاربردترین ستاپ در سبک RTM همین الگوست که اگر درست تشخیص داده شود، دقیقترین نقاط ورود و خروج را میدهد.
شناسایی کازیمودو روی نمودار راحت است؛ برای این کار روند قبلی را بررسی کنید که صعودی است یا نزولی. سپس ببینید رفتار قیمت در نزدیکی نقاط کلیدی به چه شکل است. آن نقاطی را پیدا کنید که قیمت برمیگردد ولی از سطح شکست قبلی عبور نمیکند و نمیتواند مجدد آن را بشکند. این نقاط برای ورود به معاملات مناسب هستند.
دایموند (Dimond)
ستاپ دایموند یا الماس نتیجه شکست خوردن الگوی کازیمودو (Fail QM) است؛ یعنی انتظار داشتیم بازار در ناحیه QM Zone برگردد اما این اتفاق نیفتاد و قیمت به جای برگشت، با قدرت از آن ناحیه عبور یا به اصطلاح اینگلف میکند.
وقتی این اتفاق میافتد، نقدینگی بازار بالا میرود؛ چرا؟ چون حد ضرر تریدرهایی که روی الگوی کازیمودو وارد شده بودند یا کسانی که در تشخیص بریک اوت اشتباه کردند، فعال میشود و حالا آنها آماده فروش هستند. در چنین شرایطی قیمت کاهش پیدا میکند و شما میتوانید آن دارایی را با قیمت پایینتری بخرید.
کن کن (Can Can)
یکی دیگر از ستاپهای پرکاربرد در سبک RTM، استفاده از الگو Can Can است. کن کن به محدوده یا زونهایی روی نمودار گفته میشود که قیمت در آن حرکات شارپ دارد و نوسانی است.
در نواحی Can Can نقدینگی بالاست؛ به همین دلیل یکی از مناسبترین نواحی برای ورود به معاملات محسوب میشود. وقتی تریدر به این زون میرسد، انتظار یک واکنش قوی از قیمت دارد و منتظر است قیمت رشد یا ریزش سنگین تجربه کند. به محض ورود قیمت در این نواحی باید به فکر پیدا کردن بهترین نقاط ورود و خروج از معاملات باشیم.
سخن پایانی: سبک RTM مناسب چه کسانی است؟
سبک RTM برخلاف بسیاری از استراتژیهای معاملاتی که فقط به دنبال سیگنالهای ورود و خروج هستند، به تریدر یاد میدهد به ابزارها وابسته نباشد؛ بلکه یاد بگیرد چطور بازار را بخواند. پس اگر یک سبک حرفهای برای تحلیل بازار میخواهید که شما را به درک عمیقی از حرکات پشت پرده بازار برساند، RTM مناسب شماست.
در این سبک کاری با ابزارهای سخت و پیچیده ندارید و با توجه به مفاهیم روانشناسی بازار، ساختار عرضه و تقاضا را بررسی و بهترین نقاط برای انجام معاملات را پیدا میکنید.
سوالات متداول
اساس کار سبک معاملات پرایس اکشن RTM چیست؟
برای ترید به سبک RTM به هیچ اندیکاتوری نیاز ندارید. این سبک بر اساس تحلیل کندلها، شناسایی الگوهای پرتکرار روی نمودار و تشخیص نواحی عرضه و تقاضا کار میکند.
پراستفادهترین اندیکاتورها در سبک RTM کدامها هستند؟
جالب است بدانید در این سبک به هیچ اندیکاتوری احتیاج ندارید. برای درک مفاهیم و بررسی بازار کافی است رفتار کندل و معنای الگوهای پرتکرار را بدانید. با تحلیل درست وضعیت بازار و توجه به فاکتورهای فاندامنتال به راحتی میتوان از این سبک معاملاتی استفاده کرد.
بهترین بازارها برای استفاده از این سبک کدامها هستند؟
بازارهایی که نقدینگی بالایی داشته باشند و رفتار نوسانی قیمت در آنها قابل تحلیل باشد. بهترین بازار برای این سبک در درجه اول حوزه فارکس، سپس بازار طلا و نقره، بازار ارزهای دیجیتال و بازار نفت است.













